بديع الزمان فروزانفر
55
زندگانى مولانا ( فارسى )
خويش را از شهود حق بر وفق نصيبى كه دارد محروم نسازد چنان كه « روزى در خانقاه نصرة الدين وزير اجلاسى عظيم بود و بزرگى را بشيخى تنزيل مىكردند و جميع شيوخ و علما و عرفا و امرا و حكما حاضر بودند و هريكى در انواع علوم و حكم و فنون كلمات مىگفتند و بحثها مىكردند مگر شمس الدين در كنجى مراقب گشته بود از ناگاه برخاست و از سر غيرت بانگى برايشان زد كه تا كى از اين حديثها مىنازيد يكى در ميان شما از حدثنى قلبى عن ربى خبرى نگوئيد اين سخنان كه مىگويند از حديث و تفسير و حكمت و غيره سخنان مردم آن زمان است كه هريكى در عهدى بمسند مردى نشسته بودند و از درد حالات خود معانى مىگفتند و چون مردان اين عهد شمائيد اسرار و سخنان شما كو » و نظر به همين « 1 » عقيده مولانا را نيز از خواندن و مطالعهء كلمات بهاء ولد بازميداشت زيرا بهطورىكه از اخبار مستفاد است مىخواست كه مولانا به مطالعهء كتاب و اسرار عالم كه با تكامل علم هنوز هم بشر سطرى از صفحات بيشمار آن را به پايان نرسانيده مشغول شود و فكر گرم رو خويش را پاى بست گفتار قيد مانند اين و آن نكند . ورود شمس به قونيه و ملاقات او با مولانا شمس الدين بامداد روز شنبه بيست و ششم جمادى الآخره « 2 » سنهء 642 به قونيه وصول يافت و به عادت « 3 » خود كه در هر شهرى كه رفتى بخان فرود آمدى « در خان شكرفروشان نزول كرده حجره بگرفت و بر در حجرهاش دو سه دينارى با قفل بر در مىنهاد و مفتاح بر گوشهء دستارچه بسته بر دوش مىانداخت تا خلق را گمان آيد كه تاجرى بزرگست خود در حجره غير از حصيرى كهنه و شكستهكوزه و
--> ( 1 ) - افلاكى از مولانا روايت مىكند « كه در اوائل حالات اوقات كلمات مولاناى بزرگ را مطالعه مىكردم و لايزالى بايستى كه در آستينم بودى و شمس الدين از مطالعهء آن مرا منع مىكرد همانا جهت رعايت خاطر او مدتى ترك مطالعه كرده بودم چنان كه مولانا شمس الدين زنده بود بدان معانى نپرداختم » . ( 2 ) - مقالات شمس الدين ، نسخهء عكسى ( صفحهء 114 ) و اين مطابق است با گفتهء افلاكى منتهى در مناقب افلاكى تنها 26 جمادى نوشته شده و بامداد روز شنبه و اينكه مقصود از جمادى ، جمادى الاخرى مىباشد نه جمادى - الاولى از مقالات شمس ماخوذ گرديده است . ( 3 ) - افلاكى گويد « و هرجا كه رفتى در خان فرود آمدى » و اين سخن كه در مقالات ( صفحهء 20 ) مذكور است « مرا حق نباشد كه بوجود ( باوجود ظ ) اين قوم در كاروانسراى روم با بيگانه خوشتر كه با اينها » بر گفتهء افلاكى دليل توان گرفت .