بديع الزمان فروزانفر

22

زندگانى مولانا ( فارسى )

نسبت داودى او كرده چُست * بر شرفش نام سليمان درست يكدلهء شش طرف و هفت گاه * نقطهء نه دايره بهرام شاه سرور شاهان به تواناترى * نامور دهر به داناترى خاص كن ملك جهان بر عموم * هم ملك ار من و هم شاه روم سلطنت اورنگ و خلافت سرير * روم ستاننده و ابخاز گير عالم و عادل‌تر اهل وجود * محسن و مكرم ترا بناى جود علاء الدين داود شاه ( 622 - 625 ) فرزند وى هم پادشاهى بلندهمت و باشرم و كريم النفس « 1 » و « به انواع علوم سيما نجوم آراسته بود و اجزاء منطق و طبيعى و الهى به‌غايت نيك مىدانست و از رياضى بهرهء تمام داشت و شعر چون آب زلال بل سحر حلال گفتى » و به روايت ابن بىبى چون علاء الدين كيقباد ملك ارزنگان از كارداران او انتزاع كرد و آقشهر قونيه را با آب گرم به حكم اقطاع به دو ارزانى داشت اين دو بيتى به خدمت سلطان فرستاد : شاها دل دشمنان تو با درد است * رخسارهء دشمن از نهيبت زرد است انصاف كه باوجود صد غصه مرا * در ملك تو آب تو آب گرم نانى سرد است و موفق الدين « 2 » عبد اللطيف بغدادى معروف بابن لباد ( 557 - 629 ) از حكما و اطباء بزرگ قرن هفتم به قصد علاء الدين به ارزنجان رفت و بمقامات بلند نائل آمد و از صلات و جوائز او بهرهء وافى يافت و چندين كتاب بنام وى تأليف كرد . چنين كه مقرر گرديد فخر الدين و پسرش علاء الدين هريك به‌نوبت مقصد فضلاء و خود نيز بفضائل نفسانى آراسته بوده‌اند و بنابراين اقامت بهاء ولد كه از پيش حملهء مغل گريخته و از وطن آواره و در طلب مأوى و محلى امن و آرام بود كه با فراغ بال و جمعيت

--> ( 1 ) - مختصر تاريخ ابن بىبى ( صفحهء 150 ) . ( 2 ) - موفق الدين ابو محمد عبد اللطيف بن يوسف معروف به ابن لباد اصلا از اهل موصل ولى مولد او بغداد است و او در فن نحو و لغت و كلام و طب و فنون حكمت استادى ماهر بود و كتب بسيار تصنيف كرده . پدرش يوسف در علوم شرعى مبرز و از علوم عقلى مطلع و عمش سليمان هم فقيهى بارع بود ، الملك الناصر صلاح الدين ايوبى و خاندان او در نكوداشت موفق الدين غايت سعى مبذول مىداشتند . براى آگاهى از تاريخ زندگانى او رجوع كنيد بطبقات الاطباء ، طبع مصر ، جلد دوم ( صفحهء 201 - 213 ) .