بديع الزمان فروزانفر

18

زندگانى مولانا ( فارسى )

حكايات آن كتاب در ضمن مثنوى اين ادعا را تأييد تواند كرد . هرچند ممكن است اقتباس همان حكايات سبب وضع اين روايت و تمهيد مقدمه براى اثبات كرامت عطار و نظر مشايخ بمولانا شده باشد و اين قصه در مثنوى ولدى و نيز در مناقب العارفين با اينكه افلاكى در اين‌گونه روايات نظر مخصوص دارد ذكر نشده و از آن روى مىتوان در صحت آن ترديد كرد . برخى از متأخرين « 1 » از اين مرحله پاى برتر نهاده و گفته‌اند كه مولانا در ايام جوانى به خدمت عطار رسيد و از جمله محارم اسرار او شد و پس از آن ملازمت سنائى اختيار كرد و چون مسلم است كه سنائى به سال 545 يعنى پنجاه و نه سال پيش از ولادت مولانا وفات يافت پس بطلان جزو اخير روايت واضح است و اينكه گفته‌اند مولانا از محارم اسرار عطار شد از روى داستان سابق و بخشيدن اسرارنامه ساخته شده است . بهاء ولد در بغداد به روايت جامى « 2 » وقتىكه بهاء ولد ببغداد درآمد « جمعى پرسيدند كه اينان چه طايفه‌اند و از كجا مىآيند و به كجا مىروند ، مولانا بهاء الدين فرمود كه من اللّه و الى اللّه و لا قوة الا باللّه ، اين سخن را به خدمت شيخ شهاب الدين « 3 » سهروردى رسانيدند فرمود كه ما هذا الا بهاء الدين البلخى و خدمت شيخ استقبال كرد . چون برابر مولانا رسيد از استر فرود آمد و زانوى مولانا را بوسيد و بجانب خانقاه استدعا كرد ، مولانا گفت موالى را مدرسه مناسب‌تر است در مستنصريه نزول كرد و خدمت شيخ بدست خود موزهء وى را كشيد ، روز سيم عزيمت مكهء مباركه نمودند » و اين روايت با گفته

--> ( 1 ) - روضات الجنات ، مجلد چهارم ، طبع ايران ( صفحهء 198 ) . ( 2 ) - نفحات الانس . ( 3 ) - شيخ شهاب الدين ابو حفص عمر بن محمد بن عبد اللّه السهروردى ( 539 - 632 ) از اكابر صوفيه بشمار است . كتاب عوارف المعارف و رشف النصائح و اعلام التقى تأليف كرده و همو مراد شيخ سعدى است درين بيت معروف : مرا شيخ داناى مرشد شهاب * دو اندرز فرمود بر روى آب و او علاوه بر مقامات معنوى نزد خلفا و شهرياران عهد خويش حرمتى عظيم داشت و در كارهاى مهم وساطت و سفارت مىكرد . براى اطلاع از احوال او رجوع كنيد به الحوادث الجامعة ، طبع بغداد ( صفحهء 84 - 75 ) و نفحات الانس .