بديع الزمان فروزانفر
مقدمه 10
زندگانى مولانا ( فارسى )
شورى رسيد و بموجب تبصرهء مادهء ( 16 ) تأليف رسالهاى براى بنده ضرورى گرديد و گوئى اين تبصره كحل الجواهر عزيمت من بود . ناچار مطالعه آثار مولانا و منابع قديم و جديد را از سر گرفتم و گرم در كار آمده كارنامه مولانا را مىنبشتم كه دوست فاضل ارجمند من آقاى رشيد ياسمى در تابستان 1313 از سفر اروپا ارمغانى گرانبها به من آورد و آن مجموعهء تعليقات و يادداشتهائى بود كه استاد بزرگوار كامل الحال و القال آقاى كاظمزادهء ايرانشهر از گفتهء بازماندگان و معتقدان مولانا در عهد حاضر گرد آوردهاند . استاد صاحبدل خيال كرده بودند كه شرح حالى از مولانا بدان قلم جانبخش و بيان شيرين تأليف نمايند وقتى كه آقاى ياسمى صحبت كوشش بنده در اين راه كرده بودند تمامت آن يادداشتها را براى تكميل اين تصنيف بفرستادند و گذشت خود را از معنويات كه سختترين عقبهء طريق سلوك است نيز بثبوت رسانيدند . بنده با نهايت اهتمام روز و شب بانشاء و تحرير اين رساله مىگذرانيدم تا آنكه در ارديبهشت 1314 به پايان رسيد و آن را به شوراى دانشگاه تهران تقديم نمودم و شوراى دانشگاه پس از رسيدگى در امرداد همان سال بتصويب رسانيدند . درين ميانه « مقالات شمس » نيز بسعى وزارت معارف عكسبردارى شده در دسترس بنده گذاشته آمد و لوازم تكميل كار هرچه فراهمتر گرديد ، ولى وسائل انتشار و طبع دست فراهم نمىداد . عاقبت آن هم بتوجه جناب آقاى حكمت وزير معارف كه مبدا و منشأ تأليف اين كتاب بودهاند صورت امكان پذيرفت و شوراى دانشگاه نيز اجازه دادند كه بطبع اين رساله اقدام نمايم زيرا اين تاريخ تقريبا هفتصدمين سال ظهور مولانا مىباشد . در اين موقع به دلم گذشت كه در مطالب و فصول و ابواب كتاب تصرفى كنم و اگر حاجت باشد مطابق اسناد نوى كه بدست آمده سخنى بيفزايم يا بكاهم زيرا اسباب كار به هر جهت مهيا شده و از منابع قديم كتب ذيل بدست من افتاده بود : 1 - معارف سلطان العلماء بهاء ولد نسخهء خطى متعلق به استاد دانشمند آقاى على اكبر دهخدا كه مميزات آن را در صفحهء ( 32 - 36 ) ذكر نمودهام . 2 - مقالات شمس نسخهء عكسى متعلق به وزارت معارف ، مميزات آن در صفحهء ( 88 - 90 ) مذكور است .