سعيد نفيسى
58
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى )
اسكافى ديگرى نتواند بود و از اين اشعار معلوم مىشود كه ركن الدين اسكافى معاصر سلطان سنجر بوده كه از 511 تا 552 پادشاهى كرده است و اگر هم ركن الدين اسكافى و برهان الدين اسكافى دو تن باشند چنانكه از نسبت ايشان معلوم شود ناچار با هم خويشاوند و معاصر بودهاند و ركن الدين اسكافى هم در نيمهء اول قرن ششم مىزيسته است . نيز ممكن است كلمهء اكاف كه در بعضى نسخها آمده و در زبان تازى به معنى پالاندوز است درست باشد ولى اين حدس دور است زيرا كه معمول نيست با كاف ياء نسبت بيفزايند و اكافى بگويند در صورتى كه در شعر عطار همه جا اسكافى آمده و اسكافى بالعكس كه مشتق از اسكاف به معنى كفشگر است در نسبتهاى مردان بزرگ مكرر آمده است و از همه معروفتر ابو حنيفهء اسكافى شاعر معروف قرن پنجم ايران است . نكتهء ديگر كه باز زمان عطار را مىرساند اين است كه پس از اين خواهد آمد كه در تذكرة الاولياء دو جاى اشاره كرده كه آن كتاب را در 617 در زمان محمد خوارزمشاه نوشته است . جامى در نفحات الانس گويد كه جلال الدين رومى گفته نور منصور بعد از صد و پنجاه سال به روح فريد الدين عطار تجلى كرد و مربى او شد . اين نكته را مؤلفين هفت اقليم و بستان السياحة و سفينة الاولياء و خزينة الاصفياء و روز روشن نيز آوردهاند و مؤلف هفت اقليم صريحا از نفحات الانس نقل كرده است . مراد از منصور گويا همان حسين بن منصور حلاج عارف بسيار معروف ايران است كه يكى از مردان بزرگ تاريخ ايران بوده و در زبان فارسى چند جا ديده شده است كه نام پدر را به جاى نام پسر آوردهاند چنانكه در بسيارى از موارد به جاى محمود پسر سبكتكين يا محمود بن سبكتكين به تنهائى سبكتكين آوردهاند و نيز سعدى در گلستان به جاى احمد بن حسن ميمندى وزير معروف محمود غزنوى حسن ميمندى آورده و در بسيارى از كتابهاى نظم و نثر به جاى حسين بن منصور