سعيد نفيسى

49

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى )

اختلاف در 606 و 607 و 613 و 616 و 617 نوشته‌اند و گفته‌اند كه چون در پايان زندگى نسبت به نجم الدين كبرى بىادبى كرده بود وى نفرين كرد و به نفرين او گرفتار شد و به روايت ديگر مادر خوارزمشاه كه زنى زيبا بود در مجالس وعظ مجد الدين در خوارزم حاضر مىشد و گاه‌گاه به ديدن او مىرفت مدعيان شبى كه سلطان مست بود به او گفتند كه مادرت به مذهب ابو حنيفه به نكاح شيخ مجد الدين در آمده است و او در خشم شد و فرمان داد وى را در جيحون غرق كردند و نيز نوشته‌اند كه فتنهء مغول و بر باد شدن پادشاهى خاندان خوارزمشاه در نتيجهء نفرين مجد الدين بغدادى بوده است . درست‌تر آن است كه مجد الدين بغدادى پس از پانزده سال رياضت در پايان زندگى شيخ الشيوخ خوارزم شده بود و در ميان وى و سلطان محمد دشمنى در گرفت و در 616 او را غرق كردند . در باب مزار او اختلاف است بعضى گويند نزديك تربت نجم الدين كبرى در گرگانج خوارزم هم اكنون معروف است و جامى در نفحات الانس گويد زنش كه از نيشابور بود او را به نيشابور برد و آنجا به خاك سپرد و سپس در 633 جسد او را به اسفراين بردند و در آنجا دفن كردند . مجد الدين بغدادى را مؤلفاتى چند است از آن جمله : تحفة البررة فى اجوبة مسائل العشرة كه در جواب ده مسئله در حقيقت در پاسخ شاگردش احمد بن على مهذب خوارزمى نوشته است و نيز بعضى رسايل كوچك به فارسى از او مانده است و بعضى اشعار فارسى كه بيشتر رباعيات است به او نسبت مىدهند . نيز عطار در خسرو و گل يا خسرونامه در مدح خواجه سعد الدين خراسانى چنين مىگويد : نشاط آنكه محبوب و حبيب است * ابو الفضل جهان ابن الربيب است دل دين خواجه سعد الدين كه امروز * دل اوست آفتابى عالم افروز به حق امروز قطب اوليا اوست * حريم خاص را خاص خدا اوست