سعيد نفيسى
33
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى )
از آن در خاك و به زعم بعضى معادل آنچه بيرون است در زير مىباشد . بالاى سنگ را ميل مانند تراشيده و هشت ترك كرده و در دورهء بالا نوشتهاند : « اللهم صل على النبى و الوصى و البتول و السبطين و زين العباد و الباقر و الصادق و الكاظم و الرضا و التقى و النقى و العسكرى و المهدى ، صلوات اللّه عليهم » و پائين هشت ترك و در طرف جلو سنگ را صاف و لوح مانند ساختهاند . . . » پس از نقل كتيبهاى كه شامل اشعار است مؤلف مطلع الشمس مىنويسد : « نگارنده گويد عجب سهوى كرده است ناظم اين اشعار كه سال ارتحال شيخ فريد الدين عطار را پانصد و هشتاد و شش قرار داده و در زمان هلاكو خان و دو سهو عظيم در آن است : يكى آنكه شيخ رحمة اللّه عليه در قتل عام نيشابور بدست عساكر تولى خان بن چنگيز خان شهيد شده و آن سال ششصد و هيجده مىباشد و بعضى وفات شيخ را در ششصد و بيست و هفت قرار دادهاند ، ديگر آنكه نه سال پانصد و هشتاد و شش و نه ششصد و بيست و هفت دخلى به زمان هلاكو خان ندارد ، چه اين پادشاه مقارن ششصد و پنجاه به طرف ايران حركت كرده و در ششصد و پنجاه و چهار از فتح قلاع اسماعيليه فارغ شده و در ششصد و پنجاه و شش بغداد را مسخر نموده است . عجبتر از سهوهاى ناظم ابيات آنكه بانى سنگ سر مقبرهء شيخ عليه الرحمة وزير عالم فاضل و امير نحرير باذل امير علىشير معروف وزير سلطان حسين ميرزاى بايقرا مىباشد و به حكم او پرداخته شده . آيا چه شده است آن مرد آگاه ملتفت اغلاط مزبوره نشده ؟ خدا داناست » . در هر صورت نتيجهاى كه اين كتيبه دارد اين است كه در زمان ساختمان اين بنا كه سال 891 باشد بعضى از داستانهاى راجع به عطار از آن جمله اين داستان كه در زمان هلاكو خان در 586 كشته شد و چون مغولى كه او را براى كشتن مىبرده است نخست مىخواسته است او را به بهاى هنگفتى كه مىدادهاند بدهد و عطار گفته است مفروش كه از اين بيشتر مىارزم و چون كسى توبرهء كاهى داده است و