محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

469

رشحات البحار ( فارسى )

بيان دوم [ خداوند متعال درباره عشق به آسايش و راحتى فرمود : « و تلذ الاعين » . ] اين بيان درباره اين مطلب است كه خداوند متعال درباره عشق به آسايش و راحتى فرمود : « و تلذ الاعين » . كه مراد از ان لذت مطلق است ؛ يعنى لذتى كه به مسبوق به خستگى است نه مقارن با خستگى و نه لذتى است كه خستگى به دنبال دارد كه مجموع ان هفت نوع است . حال سؤال اين است كه آيا در اين عالم لذتى خالى از انواع خستگى وجود دارد ؟ حال كه مطمئن شدى كه چنين لذتى در اين دنيا وجود ندارد و روايت شده است كه خداوند مىفرمايد : ان عبادي يطلبون الراحة في دار الدنيا و هي غير مخلوقه حال كه چنين است ، به فطرت خويش بنگر و به او بگو : اى عاشق آسايش و لذت ! كه در دار دنيا وجود ندارد ، ايا عشق تو بر طرف شد يا به همان حال خود باقى است و سستى به ان راه نمىيابد ؟ پس به حكم فطرت معصوم ، به وجود عالم ديگرى در دار التحقق حكم كن كه تو در ان در روح و راحت قرار دارى . اللهم ارزق به حق محمد و آله الطاهرين . و الحمد للّه رب العالمين ابد الآبدين . تم بالخير .