محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

463

رشحات البحار ( فارسى )

اين نوع رشد مقام خضر و ساير اولياى خداوند است و از آنجا كه موسى ( ع ) در مقام كثرت قرار دارد و محضرها را تنظيم و ساماندهى مىكند و براساس وحدت و مقام حضور ، كارى به تربيت انها ندارد ، از خضر درخواست مىكند كه اين مقام را به وى بياموزد كه البته هيچ اشكالى ندارد . امر دوم : كيفيت سلوك خداوند در چند آيه به اين مسئله اشاره كرده است : آيه يكم : فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها « 1 » قبلا از اختلاف منصب و نظر موسى با منصب و نظر خضر اطلاع يافتى . بنابراين از آنجا كه موسى مامور محاضر است ، كه از جمله ان سفينه ( كشتى ) و سرنشينان ان است ، كار خضر را نكوهش مىكند ، ولى از آنجا كه خضر مامور حضور است ، ان را با امر حضورى خويش سوراخ مىنمايد و در اين كار هيچ اشكالى نيست . به‌علاوه ، خضر با سوراخ كردن كشتى به موسى ( ع ) اموخت كه مسافر الى اللّه در سفر اول خويش كه با قدم نفس است ، يعنى سفر از خلق به حق ، كه مظهور حق است بايد بدن را تخريب نمايد و قوى نفسانى را متلاشى سازد تا از سيطره شيطان و غصب وى رهايى يابد و تسليم قواى عقلىاى شود كه در ابتداى امر ، از اكتساب آنچه كه بدان نياز دارند ، عاجز و ناتوانند . چنان‌كه خضر ( ع ) به موسى گفت : أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً « 2 » منظور خضر از جمله « فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها » اين بود كه خواستم به خاطر محبت الهى ان را معيوب سازم نه به خاطر خشم خداوندى .

--> ( 1 ) . همان : 71 . ( 2 ) . همان : 79 .