محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

446

رشحات البحار ( فارسى )

شدن مرجو منه ، موجب قطع رجا مىشود . همچنان‌كه طارى شدن مرگ ، جهل ، عجز ، فقر ، و عداوت نيز ، ريسمان اميد را پاره مىسازد . ازاين‌رو اگر به فطرت خود رجوع كنيم ، درمىيابيم كه او به وجود حى قيوم ابدى دائم عالم قادر غنى رئوف اميدوار است ؛ البته اگر اين صفات در وى ثابت باشد و از آنجا كه فطرت راجى بالفعل است و رجاء نيز به صورت بالفعل وجود دارد ، بنابراين ناگزير بايد مرجو منه با اين صفات وجود داشته باشد كه در اين صورت او مقصود بىنيازى است كه نه از كسى به دنيا امده است و نه كسى از وى به دنيا مىآيد و نه كسى همتا و همپايه او است . از همين‌جا ملاك توكل نيز روشن شد . همچنان‌كه خداوند فرموده است : فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 1 » يعنى اى كسانى كه به وجود حى عالم قادر غنى رئوف ايمان داريد ، توكل كنيد . براى توضيح اين مطلب به اين مثال توجه كنيد كه وقتى مىخواهيد به مسافرت برويد ، به دوست خود اميد مىبنديد . در نتيجه مسئله مسافرت خود را به وى اطلاع مىدهى و او هم نسبت به نيازها و خواسته‌هاى تو و خانواده‌ات علم دارد و در عين حال ، غنى ، بىنياز ، قادر ، كريم ، و نسبت به تو عطوف و رئوف است . حال نگاه كن كه ملاك تو براى اميد بستن به وى چيست ؟ اينكه او زنده ، دوستدار تو ، عالم به نيازهاى تو ، بىنياز ، توانا ، بخشنده ، و مهربان است . به‌طورىكه اگر احتمال مرگ ، دشمنى ، عدم اطلاع نسبت به نيازهاى تو ، فقر ، ناتوانى ، يا عدم بخشندگى و مهربانى وى را بدهى ، اميدت به وى قطع مىشود و بقاى ان ( اميد ) ديگر محال است و اين امرى واضح است . پس در ان تدبر كن . مطلب سوم [ درباره اين فرموده خداوند متعال است : « وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ] اين مطلب درباره اين فرموده خداوند متعال است : « وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ

--> ( 1 ) . مائده ( 5 ) : 23 .