محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
439
رشحات البحار ( فارسى )
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ « 1 » در اين آيه چند مطلب قابل بحث است : مطلب يكم [ درباره « أَ لَمْ تَرَ » ] درباره « أَ لَمْ تَرَ » . بايد دانست كه سيره عقلا درباره قبول شهادت - با قطع نظر از شريعت - بر حصول اطمينان است و مدار اطمينان در هر چيز بر چند امر استوار است : علم ، صلاحيت ، و حسن خلق ؛ زيرا بديهى است كه در صورت وجود جهل ، شهادت تحقق نمىيابد ، در صورت عدم صلاحيت يا وجود سوء خلق امانت متحقق نمىشود ؛ زيرا امكان انحراف شاهد به خاطر عدم صلاحيت و سوء خلق وجود دارد . به همين خاطر ، شارع عدالت را وضع كرده است تا خيانت صورت نگيرد . از سوى ديگر ، از آنجا كه پيامبر ( ص ) علم كامل دارد ، تا جايى كه دشمن وى را ساحر ناميد ؛ چه برسد به مؤمن ( كه چه قدر به زيادى علم وى اعتقاد دارد ) و حتى همه ( اعم از مؤمن و غير مؤمن ) بر حكيم بودن و خبير بودن وى اتفاق نظر دارند . شاهد اين امر نيز كتاب علمى وى است كه با گذشت بيش از هزار سال ، حق را بيان مىكند . [ چنانكه در قران امده است : ] قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً « 2 » بهعلاوه ، پيامبر درستكار بود بهطورىكه او را « امين » ناميدند و حتى وى را به « محمد امين » ( ص ) ملقب ساختند . خوشاخلاق هم بود . بهطورىكه با وجود بداخلاقى مردم با انان معاشرت مىكرد و انان از همنشينى با ايشان ( ص ) لذت مىبردند و به اين صورت ملاك شهادت وى ( يعنى علم ،
--> ( 1 ) . حج ( 22 ) : 18 . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) : 88 .