محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
407
رشحات البحار ( فارسى )
البته براى تعداد اندكى از اهل عبادت تحقق يافته است . [ چنانكه قران هم فرموده است : ] وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ « 1 » از اين گذشته ، از آنجا كه شناخت آثار مطلوب و يادآورى انها ، از اهتمام ، تعلق و توجه جدا نيست ، پيامبر ( ص ) پس « حى على » ها به عبارت « قد قامت الصلاة » اكتفا نمود و اشاره كرد به اينكه كسى كه حالت « توجه » براى وى حاصل شود ، به احضار قلب خويش نيازى ندارد ؛ مگر براى اخطار قلب خويش . همچنانكه قصد حسابرس ( حسابدار ) در احضار قلب خويش ، صرفا آوردن دفتر حسابها است و . . . ازاينرو اينكه عابد بگويد : قد قامت الصلاة ، در اصل اخطارى به قلب خودش براى عبوديت است . به همين خاطر حجت ( ع ) در تفسير اين قول معصومان كه گفتهاند : لا تطوّع في وقت فريضة « 2 » گفته است : وقتى كه امام ( جماعت ) مىگويد : قد قامت الصلاة ، اداى نافله مكروه است ؛ چه برسد به مشغوليتهاى ديگر . پس اين مطلب را فهم كن و در ان تدبر نما . [ اقسام و مراتب حضور قلب ] اكنون كه به تكريم توجه كرامت يافتى و خلعت حضور را در بر گرفتى ، مىگوييم حضور قلب اقسام و مراتبى دارد كه عبارتند از : مرتبه يكم [ حضور قلب در عبادت به نحو اجمال ] عبارت است از : حضور قلب در عبادت به نحو اجمال . اين سخن پيامبر ( ص ) نيز كه فرمود : قد قامت الصلاة ، به اين مرتبه اشاره دارد . بهطورى
--> ( 1 ) . سبا ( 34 ) : 13 . ( 2 ) . التهذيب ، ج 2 ، ص 247 .