محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
390
رشحات البحار ( فارسى )
چرا به من مهلت دادى و گفتى : فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ « 1 » درحالىكه اگر مرا در همان لحظه نابود ساخته بودى ، همه خلايق از دست من اسوده مىشدند و شرى در عالم نمىماند . مگر نه اينكه بقاى عالم بر خير ، بهتر از درآميختن ان با شر است ؟ جواب اين شبهه نسبت به شيطان به اين صورت است كه : براى تكميل شقاوت تو مهلت دادم . همچنانكه ايجاد تو به خاطر كسب شقاوت بوده است . دنيا هم دار سعادت و شقاوت است . مبتلا شدن اولاد آدم به تو نيز به منظور كسب سعادت يا شقاوت است . اما اينكه جهان خير محض باشد ، اين امر مساوق فناى دنيا است . و گرنه ، دنيا دار قوه و هيولاى ملازم ان است . اما اينكه گفتنى : اينكه دنيا بر خير بقا داشته باشد ، بهتر از ان است كه خير و شر با هم درآميزند ، اين حرف زمانى درست است كه درآميختن خير و شر مقدمهاى براى خير مطلق و پلى به سوى ان نباشد ، و حتى اگر كاملا شر باشد ، خير است ؛ زيرا اين امر پلى به سوى آخرت ، دار بقا و تشرف به لقا است . نايره هشتم : [ توهم صدور شر از خداوند متعال ] اين مسئله درباره توهم صدور شر از خداوند متعال است . باآنكه وى خير محض است . حال يا در اين مورد وجود تناسب ( ميان صادر و مصدر ) شرط نيست كه در نتيجه ترجيح يا ترجح بلا مرجح ، جهل ، يا فقر لازم مىآيد . در حالى كه خداوند عليم ، غنى ، و قدير است . يا اينكه اسناد شر به كسى غير از خداوند لازم مىآيد ؛ كه نتيجه ان شرك و ثنويت است . فرونشاندن آتش اين توهم به اين صورت است كه شر امرى وجودى نيست كه در نتيجه صدور ان از حق ، اشكالات دشوار و بغرنجى پديدآيد يا
--> ( 1 ) . همان : 37 .