محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
387
رشحات البحار ( فارسى )
مورد نهى نبوده است . بنابراين خطا نبوده ، بلكه عبارت و مقدمهاى براى ارتقاى وى بوده است . پس چگونه است آدم و شيطان به خاطر ان گناهكار مىشوند ؟ در جواب مىگويم : خطا بودن اين مسئله براى آدم برحسب مقامش بوده است نه دين و شريعت وى ؛ زيرا او در مقام كشف و شهود محبوب بود و توجه محب به غير محبوب خود ، از اين نظر معصيت است و بهطور خلاصه خوردن گندم ، كه در اصل توجه به ملك است ، خطا است ؛ زيرا او مدعى محبت خداوند متعال بوده است . كما اينكه در واقع على ( ع ) ، و عثمان بن مظعون و بلال ، مؤذن پيامبر ( ص ) اتفاق افتاد . على ( ع ) به خاطر شدت عشق خود در سلوك ، به نحو حركت زنجبيلى طى طريق نمود . ( انان نيز خواستند مثل ايشان عمل كنند ) ولى پيامبر ( ص ) انان را از اين كار بازداشت و انان را به سلوك كافورى امر فرمود ؛ زيرا ممكن بود انان با ان حركت ولوى به هدف نرسند و از فرط عشق نابود شوند و در نتيجه فانى گردند و قابل بقا ( ى بعد از فنا ) نباشند . بر خلاف حركت نبوى ؛ زيرا اين حركت كافورى است و سالك را به مقصد مىرساند . اما اينكه اين مسئله براى ابليس خطا باشد به اين دليل است كه او برحسب اعتقاد خود ، آدم را تباه ساخت و او را از بارگاه الهى دور نمود . البته همين طور هم بود . اما اين دور ساختن ، مقدمهاى براى قرب شد و اين چيزى است كه اراده شيطان در ان هيچ مدخليتى ندارد . بهطورىكه مىتوان گفت اگر او عصيان كرد ، به خاطر جسارت وى نسبت به خداوند بود ، نه به خاطر نفس فعل وى ؛ زيرا او اولين كسى بود كه در برابر خداوند جسارت به خرج داد . اين در مورد آدم ( ع ) . اما در مورد عالم بايد گفت : مسلما خارج ساختن عالم از قوه به فعليت ، به وجود انسان و صنايع او نياز دارد و اين امرى واضح است . اين است كه گفته شده است عصيان آدم منشا آبادانى جهان شد . ازاينرو خداوند نسبت به مسلط ساختن شيطان بر آدم ، محمود است و شيطان مردود . شبهه ششم [ شيطان لعين : چرا راه سيطره من بر فرزندان و نوادگان آدم را فراهم نمودى و حكمت اين تسلط چه بود ؟ ] شيطان لعين مىگويد : پس چرا راه سيطره من بر فرزندان و نوادگان وى را فراهم نمودى و حكمت اين تسلط چه بود ؟ باآنكه انان از اين امر زيان