محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
377
رشحات البحار ( فارسى )
در صفحه مشيت وى محفوظ مىماند تا آخرين صورت ان نيز به جانب حق برگردد و يكباره به جانب خداوند بازگشت نمايد . أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ « 1 » و اين ماجرا درست مانند فيلمهاى سرگرمكننده است . البته مىتوان گفت كه ماجرا به اين صورت است كه فيض وجود از غيب ظهور مىكند و به شهود مىرسد و از شهود دوباره به غيب مىرود و اين همان دو قوس وجود است . اين است كه رحمانيت و رحيميت در سوره حمد تكرار شده است كه به اين دو قوس اشاره دارند . دراينباره تدبر كن . وقتى كه انسان نزد خداوند مىرود ، حالات عادى ، عبادى ، عصيانى و ساير احوال خود را مشاهده مىكند و مىبيند كه اينگونه كارهاى وى ظهورات بىشمارى دارد . بهطورىكه تعجب مىكند و مىگويد : ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً « 2 » بهشت محسوس جسمانى نيز با اعمال نيك و عبادات آباد مىشود . با اين حال بهرهگيرى از ان تابع شهوت و اشتها است . اشتها هم تنها با ترك معاصى حفظ مىشود . بنابراين هر طاعتى ظهورى دارد و هر ظهورى براى تارك معصيت ، لذتى به دنبال دارد . پس از چندى در اثر كثرت اعمال ( نيك ) و كثرت ترك ( معاصى ) ، ملكه ايجاد مىشود . در اينجا است كه خلاقيت تحقق مىيابد . اين است كه خداوند فرموده است : فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ « 3 » بهعلاوه ، فطرت آزادىخواهى نيز بر اين امر دلالت مىنمايد . بهطورىكه دادن درهم و دينار ( به مثابه احسان ) موجب عمران است و ترك معاصى موجب سود و فايده ان ، و تكرار ان عامل ايجاد ملكه خلاقه است .
--> ( 1 ) . شورى ( 42 ) : 53 . ( 2 ) . الكهف ( 18 ) : 49 . ( 3 ) . الزخرف ( 43 ) : 71 .