محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

359

رشحات البحار ( فارسى )

برعكس افعال انان - چنان‌كه بيان شد - متصف به حسن و قبح مىشود و بر اين اساس فاعل ان از اين حيث كه عقلا حسن است ممدوح است و از حيث اينكه قبيح است نزد عقل مذموم است . نايره هفتم [ توهم جبر در افعال بندگان بنا بر نظر عده‌اى ] توهم جبر در افعال بندگان بنا بر نظر عده‌اى ، و توهم تفويض در افعال بندگان بنا بر نظر دسته‌اى ديگر . اين توهم نيز مبتنى بر اعتقاد به استقلال وجود و اين تصور است كه وجود عبد در عرض وجود حق است . چنان‌كه ابليس چنين نظرى داشت و گفت : خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ « 1 » پروردگارا ! تو مرا از آتش آفريدى و أو را از گل . زيرا او نسبت به كيفيت خلقت جاهل بود . به‌طورىكه توهم استقلال وجودى به وى دست داد و خداوند هم بر كفر او حكم كرد و فرمود : وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ « 2 » و أو ( شيطان ) از جمله كافران است . به همين خاطر به ما امر شده است از وى پناه بگيريم ( و به خدا پناه ببريم ) . و گرنه اگر وجود ابليس در طول وجود حق و عين ربط به وى باش ، نه تصور جبر پديد مىآيد و نه تصور تفويض ؛ حتى تصور تشريك و تسخير هم پديد نمىآيد ؛ زيرا بديهى است كه اينكه نفس قواى خود را به ديدن ، شنيدن ، چشيدن ، بوييدن ، و لمس كردن وادارد يا اين امور را به قواى خود تفويض نمايد ، هيچ معنايى ندارد ؛ حتى مىتوان گفت كه او در اين موارد هيچ‌گونه مدخليتى ندارد . تحقيق درباره مسئله « امر بين الامرين » نيز اين است كه فعل منتسب به عبد - براساس آنچه كه درباره اختيار ذكر كرديم - با عين همان انتساب به خداوند

--> ( 1 ) . الاعراف ( 7 ) : 12 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) : 34 .