محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

353

رشحات البحار ( فارسى )

تنبيه دوم [ لوازم و لواحق تجسم در مورد خداوند ممتنع است ] پس از اطلاع از امتناع تجسم خداوند ، بايد گفت كه لوازم و لواحق تجسم ، نظير اعراض ( كم ، كيف ، جده ، وضع ، زمان ، مكان ، جهت ، نسبت ، اضافه ، اشاره ، تقسيم ) و . . . نيز در مورد خداوند ممتنع است ؛ زيرا بنا بر فرض او انها را ايجاد كرده است . پس چگونه مقيد به انها مىشود ؟ تنبيه سوم [ خداوند حال در حواس ، خيال ، وهم ، و عقل نيست ] خداوند حال در حواس ، خيال ، وهم ، و عقل نيست ؛ زيرا محسوس بما هو محسوس ، عين وجود حاس است . موهوم ، متخيل ، و معقول نيز به همين صورت است . درحالىكه او موجد حس ، وهم ، خيال ، و عقل است . اين است كه [ امام ] ( ع ) فرمود : كلما ميزتموه بأوهامكم فى أدق معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود إليكم « 1 » هرچه شما وى را با أوهام خود ، و لو در دقيق‌ترين معانى ان ، از ديگر موجودات متمايز سازيد ، باز هم مخلوق مصنوعى مثل خود شماست كه به سوى شما برگردانده مىشود . خداوند نيز به همين صورت است . و گرنه تاخر وى از حواس و اوهام لازم مىآيد . درحالىكه وى مقدم بر انها است . به‌علاوه ، خداوند وجود صرف است و عقل تنها چيزى را صيد مىكند كه اجزاى عقلى داشته باشد . در حالى كه وجود نه جنس دارد ، نه فصل . پس در نتيجه عقل نمىتواند وجود را تعقل نمايد . تنبيه چهارم [ توهم رؤيت خداوند و لو در آخرت ] توهم رؤيت خداوند و لو در آخرت ؛ همچنان‌كه عده‌اى از عامه بر اين باورند . فرونشاندن اين توهم نيز به اين صورت است كه ابصار ( ديدن ) به ايجاد

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 16 ، ص 292 .