محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
322
رشحات البحار ( فارسى )
صورت رحم از جمله امور اعتبارى خواهد و متعلق « جعل » و « خلق » قرار نمىگرفت . درحالىكه رحم ، چنانكه در اين اخبار امده است ، امرى است كه درست است كه دامن خداوند را بگيرد ، آويخته به عرش است ، و شاخهاى از رحمان يا خداوند است و بهطور كلى مىتوان گفت كه رحم چيزى جز طبيعت نيست . توضيح اينكه ، رحمان به اعتبار انبساط وجود ، بسط فيض وجود ، و گستراندن سايه خود بر سر ماهيات امكانى ، همان ذات پروردگار است . به بيان روشنتر ، رحمانيت وى عبارت است از ظهور ، سايه گسترده ، فيض مقدس ، و وجود سارى او در همه ماهيات امكانى . و مجموع ظهور و ظل وى ، رحمانيت فعلى وى است . از سوى ديگر ، از آنجا كه عرش جسمانى در نيمه ( ميانه ) اين ظهور قرار گرفته و بهوسيله ان امور روحانى غير محسوس از محسوسات تمايز مىيابد ، پس عرش حقو الرحمن يا دامن خداوند است . حقو نيز تهيگاه كمر و محل قرار گرفتن شلوار ( كمربند شلوار ) است . بهعلاوه ، ظهور حق در مظاهر روحانى قوىتر است ، تا جايى كه گفته شده است مظاهر روحانى انيات محض است . درحالىكه اين ظهور در امور جسمانى نهفتهتر يا خفىتر است . به اين صورت عرش نهايت ظهور و استيلاى وى خواهد بود . اين است كه خداوند متعال فرموده است : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى « 1 » همان بخشندهاى كه بر عرش مسلط است . ما بعد عرش ، اعم از هيولى و طبيعت ان ، موضع استتار حق ، اختفاى وحدت ، و ظهور عالم كثرت است . اولين ظهور طبيعت نيز ، متعلق به جسم عرش والاى فراگير است . بر اين اساس روشن شد كه اينكه طبيعت « حقو الرحمن » را گرفته است ، و متعلق به عرش است ، چه معنايى دارد . همچنين روشن شد كه طبيعت شعبهاى
--> ( 1 ) . طه ( 20 ) : 5 .