محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

316

رشحات البحار ( فارسى )

بنابراين فطرت در مقتضيات و احكام خود معصوم از خطا است و ازاين‌رو ناگزير بايد بدان ملتزم بود و بدان تسليم شويم . چنان‌كه خداوند متعال فرموده است : ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ « 1 » اين آيين ثابت و پابرجا ( ى الهى ) است . دين مورد اشاره در اين آيه ، عبارت است از دين مبتنى بر حكم و مقتضاى فطرت . ( به عبارت ديگر حكم و مقتضاى فطرت ، دين قيم است ) . مطلب پنجم : « وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » . * اين گفته توبيخ و نكوهشى براى اهل حجاب و كسى است كه خود را با پرده طبيعت و عدم تمييز ميان فطرت و طبيعت ، و مقتضيات انها ، پوشانده است . درحالىكه اگر نسبت به فطرت و مقتضاى ان علم داشت ، مولاى فطرت را ادراك مىكرد ، عاشق تعالى و اوج‌گيرى ان بود ، از انحطاط ان فرار مىكرد ، از حقوق ان پاسدارى مىنمود ، و از اينكه طبيعت كمالات ان را بربايد ، ممانعت مىكرد و از اين كار خشمگين مىشد . در ادامه تحقيق اين مسئله خواهد آمد . ان شاء اللّه . حال كه از اين مطالب اطلاع حاصل شد ، بايد دانست كه در اينجا چند مقام وجود دارد : مقام يكم : خودشناسى انسان بايد دانست كه پس از اطلاع از اينكه مرجع كشف اين حقايق شش‌گانه فطرت است ، مىگوييم : اينكه انسان نسبت به خويش معرفت داشته باشد ، از چند طريق حاصل مىشود :

--> ( 1 ) . توبه ( 9 ) : 36 .