محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
314
رشحات البحار ( فارسى )
1 . شناخت خود 2 . شناخت وجه 3 . شناخت دين 4 . شناخت اقامه وجه 5 . شناخت دليل اقامه وجه 6 . شناخت حنافت مطلب دوم : فطرة اللّه بايد دانست كه واژه فطرت در اين آيه ، به خاطر وجود يك فعل محذوف از باب « اغراء » « 1 » منصوب است . چنانكه انگار خداوند متعال فرموده باشد : « الزم فطرة اللّه : به فطرت خداوند ملتزم باشد يا . . . » . پس مفاد ان ، ايجاب التزام به فطرت جهت كشف امور ششگانه نامبرده است . پس از بيان اين مطالب ، اكنون مىگوييم فطره بر وزن « فعله » و از ريشه « فطر » به معنى ايجاد است . و مفاد ان كيفيت يا چگونگى ايجاد است . مانند كلمه « جلسه » كه براى بيان شيوه نشستن به كار مىرود . يا كلمه « قبله » كه براى روش و نحوه رو كردن استعمال مىشود ، يا كلمه « زينه » كه براى نحوه آراستگى به كار مىرود و . . . از سوى ديگر ، از آنجا كه « وجود » و « ايجاد » حقيقت واحدى هستند ، نتيجه مىگيريم كه ايجاد حق مساوق با هويت ما ، فطرت ما و صفات لازمه وجود ما است . مطلب سوم : « الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ » اين مطلب درباره اين فرموده خداوند متعال است : بايد دانست كه اين دو
--> ( 1 ) . اغراء در لغت به معناى تشويق است ، اما در اصطلاح نحو ، به معناى الزام مخاطب است به توجه كردن وى به آنچه كه بايد به آن توجه كند . مانند جمله « الاهل و الولد » كه به معناى « الزام الاهل و و الولد » است . و همانطور كه مشخص است منصوب از باب اغراء ، در واقع منصوب است به فعل مقدرى مانند الزام .