محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
304
رشحات البحار ( فارسى )
برزخ به شمار مىآيد . بر اين اساس هر تصوير يا صورتى كه با بصر ادراك مىشود ، از اين عالم است و هر صورتى كه با باصره و مقام اطلاق تو ادراك مىشود ، از زمره صور برزخى محسوب مىشود . ساير محسوسات نيز به همين صورتند . از سوى ديگر اين عالم مملو از هباء و اثير است و اين همان هيولاى مجسم به صورت جسميه ملازم با صورت نوعيه عرشيه است . بنابراين فرشتگان ساجد ، شياطين ، اجنه ، و ارواح صاعده ، همه در اين فضا قرار مىگيرند . بر همين اساس در حالت رؤيا پدر ، برادر ، و افراد ديگرى را مىبينى و با انها دست مىدهى ، انان را در بغل مىگيرى ، و رنگ ، شكل ، و نورانيت انها را مىبينى ، صداى انان را مىشنوى ، بوى خوش انها را حس مىكنى ، و از انان درباره برخى از اشيا پرسش مىكنى . به طورى كه قطع و يقين پيدا مىكنى كه وى را ديدهاى . بهعلاوه ، از وى درباره چيزهايى كه پنهان كرده است ( دفينه ) ، نامهها ، اسناد ، و محاسباتش سؤال مىكنى . او هم به تو دستور مىدهد كه صورتحساب فلانى را براساس نوشته دفتر تسويه كن ؛ در ضمن نوشته دفتر را نيز تعيين مىنمايد . درحالىكه تو اصلا چيزى درباره ان نمىدانستى . همچنين از وى مىخواهى كه از برخى از اسرار ، علوم ، پاسخ اشكالات مربوط به دين يا دنيا براى تو پرده بردارد . البته اين امر ممكن است در حالت غير رؤيا نظير تجريد اختيارى يا تجرد اضطرارى ناشى از قواعد علمى يا رياضت عملى نيز حاصل شود . مقدمه ششم [ روح بر بدن برزخى خود قدرت دارد ] روح بر بدن برزخى خود قدرت دارد . به طورى كه گاهى رقيق مىشود . چنانكه جز با بصر مطلق ديده نمىشود . گاهى هم چنان تراكم پيدا مىكند كه با چشم مقيد ديده مىشود . همچنين مىتواند گاهى بدن برزخى خود را عوض كند يا با استفاده از اثير بر بيفزايد ؛ ان مانند عوض كردن بدن مادى در هنگام تحليل با ماده ديگر . ملاك بدنيت اين ماده براى روح نيز ، خود روح است . ازاينرو