محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

299

رشحات البحار ( فارسى )

و البادي اللّهمّ أرني الطّلعة الرّشيدة و الغرّة الحميدة و اكحل بصري بنظرة منّي إليه و عجّل فرجه و سهّل مخرجه اللّهمّ اشدد أزره و قوّ ظهره و طوّل عمره و اعمر اللّهمّ به بلادك و أحي به عبادك فانك قلت و قولك الحقّ ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت أيدي النّاس . . . « 1 » از سوى ديگر از آنجا كه دعا برحسب وعده الهى مستجاب است و چنان‌كه در باب « كيفيت حقيقت رجعت » خواهد آمد ، موجب اختلال در نظام هستى نمىشود ، ناگزير بايد انان را با رجعت تكريم كرد ؛ خواه براى نصرت باشد يا براى ارتقاى فطرت . نصرت پيامبر ( ص ) از جانب خداوند با هزار فرشته پياپى « 2 » ، و نيز در بدر با پنج هزار « 3 » فرشته و در حنين با سه هزار فرشته « 4 » ، از همين باب است . نصرت يافتن مولاى ما ابى عبد اللّه ( ع ) از جانب ارواح نيز به همين صورت است . اشكالى هم ندارد كه اين ملائكه همان ارواح عروج يافته‌اى باشند كه با دعا و درخواست خود مؤمنان قبل از مرگشان به صورت لشكرى آماده درآمدند . اما فرشتگانى كه در سرزمين نور تحت العرش ، هستند ، از روز اولى كه آفريده شدند ، آماده پيكار نبوده‌اند ؛ زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه وجود تعطيل شود . ازاين‌رو ناگزير بايد در زمان نياز آماده پيكار شوند . همچنان‌كه در زمان آفرينش آدم ، امر شدند كه براى وى سجده كنند . ازاين‌رو از آنجا كه ارواح عروج كرده ( مؤمنان ) لشكريان آماده‌اى هستند ، ( خداوند متعال ) ناگزير بايد انان را مبعوث نمايد و انان را با نصرت كرامت بخشد . حال اين امت مؤمن نيز در زمان ظهور حجت ( ع ) به همين صورت است . و اگر فرض شود كه منظور از ملائكه مورد نظر ، ارواح صاعده نيست ،

--> ( 1 ) . محدث نورى : مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 74 . ( 2 ) . اشاره به انفال ( 8 ) : 9 . ( 3 ) . اشاره به آل عمران ( 3 ) : 126 . ( 4 ) . اشاره به : همان .