محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

275

رشحات البحار ( فارسى )

يعنى نه با مشيت ديگرى ؛ زيرا چنين امرى ، محال است . به‌علاوه ، از ان با رحمت رحمانيه و رحيميه ، رحمت واسعه ، معيت قيومى ، ظل الممدود ، حق مخلوق به ، امر واحده ، قول حق خداوند ، و موارد ديگرى كه در آيات و روايات امده است ، تعبير مىشود . اين ظهور همان وجود ظلى متقوم به حق تعالى است كه چيزى نزديك‌تر از ان به خداوند ، وجود ندارد و پس از اين مرتبه ، مرتبه تعينات جبروتى ، ملكوتى و مثالى با مراتب مختلف خود قرار مىگيرند تا اينكه فيض به عالم قبض ، مانند هيولاى هاويه - كه نمىدانى چيست - « 1 » مىرسد . اين مرحله دورترين عوالم عالى است و به اين صورت قوس نزول كامل مىشود ، و سلسله فعليات پايان مىيابد و كار به عالم قوه و هيولاهاى ملازم صورت جسميه عرشيه حاصل طبيعت كليه‌اى مىرسد كه مبدا حركتى مىشود كه موجب حصول عالم نور ، يعنى جايگاه فرشتگان ساجد ، و عالم نار ، يعنى جايگاه شياطين و اجنه ، و پس از ان عالم بسائط ، سپس عالم مركب جمادى نظير كرات و معادن ، بعد از ان عالم مركب نباتى ، سپس عالم مركب حيوانى ، سپس عالم مركب انسانى مىرسد . خلاصه ، تا طبيعت مشيت كمال ذاتى را استيفا نكند ، به سوى كمال حركت نمىنمايد . مطلب دوازدهم : [ انسان برحسب تقييد و اطلاق ] روشن شد كه انسان برحسب تقييد در پايان و سرانجام عوالم مختلف قرار دارد و به اين اعتبار در اسفل السافلين « 2 » قرار دارد . البته برحسب مشيت الهى در « أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » « 3 » و « اعلى عليين » قرار داشت . ازاين‌رو هرگاه عنايت الهى وى

--> ( 1 ) . القارعه ( 101 ) : 9 و 10 . ( 2 ) . در جاى ديگرى اين سخن به اين صورت روايت شده است : خلقت المشية بنفسها ثم خلقت الأشياء بها . رك : التوحيد 148 و 339 ؛ معانى الأخبار 5 ؛ مختصر البصائر 141 . البته با كمى اختلاف در لفظ . اشاره به آيه 5 سوره تين ( 95 ) . ( 3 ) . اشاره به آيه 4 سوره تين ( 95 ) .