محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

269

رشحات البحار ( فارسى )

انان بت‌پرست بودند . قربانىهاى خود را به بت‌ها مىآويختند و براى انها قربانى مىكردند . در اين روايت كلمه « عتاير » جمع « عتيره » است . مانند كريمه كه جمع ان « كرائم » است . منظور از ان نيز حيوانى ( غالبا گوسفند ) بود كه در جاهليت قربانى مىشد . به اين صورت كه در برابر بت‌ها قربانى مىشد و خون ان بر سر بت ريخته مىشد . داستان ان هم به اين صورت بود كه هرگاه فردى نذرى مىكرد ، مىگفت اگر چنين و چنان بشود و گوسفندانش به فلان مقدار برسد ، بر او واجب است كه در ماه رجب از هر ده‌تاى انها چندين و چند راس را ذبح كند . به اين گوسفندان كه قرار بود در ان مراسم ذبح شوند ، عتاير مىگفتند « 1 » ( كه مفرد ان عتيره است ) . در زبان عربى هم گفته مىشود : عتر الرجل عترا : يعنى عتيره را ذبح كرد . تحقيق مطلب اين است كه پس از پذيرش اينكه عترت عبارت است از فرزندان پسر ( ذكور ) يك مرد و ذريت او ، هرگاه بر وزن « فعله » بيايد ، طبيعتا بر حالت خاصى ميان ان مرد و فرزندان پسر او دلالت مىكند . به اين معنا كه هرگاه فرزندان پسر يك مرد به شكل و هيئتى باشند كه ان شكل و هيئت ويژگى خاص ان مرد باشد ، در اين صورت انان عترت وى خواهند بود . بنابراين از آنجايى كه پيامبر ( ص ) به علم الهى و علم نازل شده قرآنى مختص شده است ، عترت او هم كسانى هستند كه نسبت به قران علم دارند و همان ويژگى خاص پيامبر ( ص ) ، در انان نيز وجود دارد . بر همين اساس فرمود : لن يفترقا حتّى يردا علي الحوض « 2 » انان هرگز از هم جدا نمىشوند تا اينكه بر حوض وارد شوند . على ( ع ) هم فرمود : لا يفارقون كتاب اللّه و لا يفارقهم « * 1 »

--> ( 1 ) . رجبيه هم مىگفتند . ( 2 ) . محدث نورى : مستدرك الوسائل ، ج 7 ، ص 254 . ( * 1 ) . بحار الانوار ، ج 23 ، ص 147 .