محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
262
رشحات البحار ( فارسى )
به عقل تفصيلى ، به اذن خدا و نزول به تناسب وقوع هر مسئله يا واقعهاى بوده است . عبارت « سَلامٌ » خبر مقدم « هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ » است . چنانكه گويى فرموده است : ان شب تا طلوع فجر سلام است . يعنى حقيقت احمدى ( ص ) چه در حالت فنا به احديت يا بقا به او بر امت خود « سَلامٌ » است ؛ زيرا سلام رحمت خاص و ويژهاى است كه موجب تسليم امت در برابر جهت فاعليت مىشود . به عبارت ديگر ، امت تو پس از اتحاد قران با تو ( محمد ( ص ) ) مىتوانند با ان ( قران ) متحد شوند . بنابراين معنى « سلامت » در اينجا به سلامت وى در سيرش مرتبط نيست . اين نكته هم شايان تدبر است . مطلب پنجم : قران عينى و مصاديق آن بايد دانست كه قران از بالاترين مراتب وجود تا پايينترين مراتب ان ، مقاماتى دارد . به طورى كه در مرتبه هويت الهى ، علم حضرت مقدس بارى و متحد با خود خداوند است و وقتى كه ظهور مىكند ، اولين نشئه ظهور و نزول ان از ذات مقدس ، عالم مشيت است و در اين مرحله نيز عين مشيت است . تعين ان به عقول و ساير موارد ، ساير مقامات نزول ان به شمار مىروند تا جايى كه سرتاسر عالم ملك ، علم نازل خداوند و قران نزول يافته است ؛ كه پايينترين مراتب ان ، همان صورت است و به همين دليل ، علم نازل شده خداوند ، قران ناميده مىشود . همچنانكه فرموده است : إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا « 1 » ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم البته نازلتر از اين مرتبه ، مرتبه نقش و نوشته قران است . بديهى است كه تمام مراتب ان در عالم مربوط به خود و مرتبه خويش ، محترم و ارجمندند .
--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) : 2 .