محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
257
رشحات البحار ( فارسى )
اعتبارى . درحالىكه اين امر بر خلاف ظاهر حمل ( لفظ ) موجود در آيه است و اين خلف است ؛ زيرا اين شب هم در واقع و هم در علم خداوند ، مبارك ، داراى جايگاه ، و قدر است . پس ناگزير بايد زمانى نباشد . دوم : بيان جايگاه نزول علم نازل شده ، كه همان حقيقت انسانى متحد با علم است ، از بيان زمان نزول ان شايستهتر است . سوم : امتنان بر پيامبر ( ص ) در زمينه شناخت ان شب ، بر اين امر دلالت مىكند ؛ چرا كه شناخت شب زمانى ، يعنى همان شب نزول قران ، امرى واضح است و منتگذارى براى شناخت ان ، معنايى ندارد ؛ زيرا از جمله امور واضح و آشكار است . حالآنكه امتنان به خاطر صيرورت حقيقت وجود پيامبر كه به صورت منزل متحد با قران در امده است ، از امتنان به خاطر شناخت زمان نزول سزاوارتر است . بهعلاوه ، شناخت ان ( زمان نزول ) معنايى ندارد ؛ زيرا از جمله امور غير اختيارى است . چهارم : حمل كلمه « خير » ( در اين آيه ) به صورت مطلق و بدون هيچگونه قيد اعتبارى ، دال بر اين است كه مراد از « شب قدر » زمانى نيست . پنجم : ممتنع بودن نزول ملائكه و روح در زمان . ازاينرو حتما بايد بر قلب انسان كامل نزول يابند . چنانكه خداوند متعال فرموده است : نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ « 1 » روح الامين آن را نازل كرده است ، بر قلب ( پاك ) تو ، تا از انذاركنندگان باشى . درست است كه امكان تمثل ملائكه و روح در عالم ملك از لحاظ زمانى و مكانى ممكن است ، اما تمثل غير از تنزل است . همچنانكه خداوند متعال فرمود : فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا « 2 » و او در شكل انسانى بىعيب و نقص ، بر مريم ظاهر شد
--> ( 1 ) . شعراء ( 26 ) : 193 و 194 . ( 2 ) . مريم ( 19 ) : 17 .