محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
254
رشحات البحار ( فارسى )
كمال توحيد نفى صفات ( زائد ) از أو است ؛ زيرا هر صفت گواهى مىدهد كه غير از ( خود ) موصوف است و هر صفت شهادت مىدهد كه غير از ( خود ) صفت است . به همين خاطر ، خداوند سبحانه و تعالى بيان كرده است كه او « اللّه » است ؛ زيرا اسم اعظم عبارت است كه از ذاتى كه همه كمالات به وى اختصاص دارند . به همين خاطر گويى پيامبر ( ص ) در پاسخ ان سؤال ، به هويت مطلق خداوند استدلال كردهاند ؛ زيرا الهيت تام مختص ذات ايشان است . اين بود كه فرمود : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ « 1 » به عبارت ديگر ، اگر خداوند متعال صرف الوجود است ، پس او صرف كمال وجود است و اگر صرف الوجود و صرف كمال وجود است ، « اللّه » است . مطلب سوم : علم خداوند به ما سواى خويش علم خداوند به ما سواى خود ، به عين علم او به ذات خويش است . « 2 » اين هم به خاطر الهيت ( إله بودن ) او براى مالوهات و علت بودن وى براى معلولات است . بهعلاوه ، مناط الهيت وى ، تماميت و جامعيت وى است . ازاينرو ، ذات او به اعتبار قدرت وى - كه صفت جامع همه صفات ديگر نظير رحمت رحمانيه و رحيميه و . . . است - إله و علت هر چيز است . به عبارت ديگر ، خداوند متعال از اين حيث كه بر اعطاى وجود قادر است ، رحمان است و از اين حيث كه بر اعطاى كمال وجود قادر است ، رحيم است و از اين حيث كه گناهكاران را مىآمرزد ، آمرزگار است « 3 » و از اين حيث كه قادر است انتقام بگيرد ، منتقم است و از اين حيث كه قادر است كرم كند ، كريم
--> ( 1 ) . اخلاص ( 112 ) : 1 . ( 2 ) . يعنى با همان علم به ذات است نه با علم ديگرى . ( 3 ) . سياق كلام ايجاب مىكند جمله به اين صورت باشد : و از اين حيث كه قادر است گناهكاران را بيامرزد .