محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
245
رشحات البحار ( فارسى )
اولياى انها سخنرانى مىكرد . ايشان براى امر به معروف و نهى از منكر اهميت زيادى قائل بود و در اجراى اين واجب الهى از مردم و اهالى مسجد هم استمداد مىجست . به عنوان مثال نقل شده است كه پزشكى در همسايگى ايشان زندگى مىكرد و براى اموزش فرزندان خود معلم موسيقى و وسايل ان را به منزل خود آورده بود و به اين ترتيب موجبات ناراحتى ايشان و همسايگان را فراهم كرده بود . ايت اللّه شاهآبادى نيز از او خواسته بود از اين عمل دست بردارد . ولى او قبول نكرده بود ! ايت اللّه شاهآبادى نيز صبر مىكند تا جمعه فرا برسد . در اين زمان و در سخنرانى شب جمعه گفته بود : « خوب است از اين پس هر كسى از جلو مطب اين دكتر مىگذرد ، با خوشرويى از او بخواهد از اين عمل دست بردارد . » پس از چند روز پزشك هر روز با دهها مراجعهكننده مواجه مىشد كه همگى به او تذكر مىدهند از اين عمل دست بردارد . او هم چارهاى جز تعطيل كردن كلاس نديده بود . وقتى هم كه با ايت اللّه شاهآبادى مواجه شده بود گفت : « آقاى شاهآبادى ! با قدرت ملت كار را تمام كردى . . . من جواب مراجع قضايى و قانونى را مىتوانستم بدهم ، ولى هرگز درباره اين روش مردمى نينديشيده بودم . » از جمله مهمترين اقدامات ايشان تدريس و تاليف بود . به طورى كه در حوزهء علميه قم روزى نه تا ده درس تدريس مىكرد و نكته جالب توجه اين است كه هر يك از علما كه در درس ايشان شركت مىكرد ، استاد را در همان رشته خاص بسيار مىستود . رشتهها و علومى كه ايشان تدريس مىنمود عبارت بود از : 1 . فقه و اصول ( دورهء سطح و خارج ) . 2 . تفسير . 3 . عرفان . 4 . فلسفه و منطق و . . .