محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

237

رشحات البحار ( فارسى )

سخنى از مترجم مدت‌هاست كه در انديشه يافتن راهى براى رهايى از اين بند و بلا و بر زمين نهادن بار هستى و حل كردن معماى ناگشودنى ان هستم . راه‌هاى فراوانى را در پيش گرفتم و حالات مختلفى بر جان ناتوان و جسم خسته‌ام عارض شد ، اما انگار اين ماجرا در جان و روح من تمام نشده است و حكايت ان همچنان باقى است . بارى ، در اين راستا اين بار دست اين قلم از آستين ديگرى درآمد كه گمان مىرود فكرى ديگر و از نوعى ديگر است . خرسندم كه فيض روح القدس مددى فرمود و من به اجراى اين كار توفيق يافتم و بسيار مسرورم از اينكه امكانى فراهم شد كه يكى از آثار بسيار مشهور و تا حد زيادى مهجور مانده را به زبان فارسى برگردانم . حقيقت ان است كه نمىدانم اين اثر را مربوط به عالم عرفان قلمداد نمايم يا ان را از تبار فلسفه ، كلام ، يا اخلاق برشمارم ؛ هرچه هست كتاب پيش رو حاوى بسيارى از مفاهيم و مقولات ناب هريك از اين رشته‌ها و حوزه‌هاست كه از انها نام برديم . با اين حال به نظر نمىآيد كه بتوان به سادگى ان را به صورت خاص و مشخص به يكى از اين وادىها مربوط و منتسب دانست . ظاهرا عنوان كتاب ( رشحات البحار ) نيز حاكى از اين است كه اين اثر بر خلاف حجم كم و كلمات كوتاه و مختصر خود ، بحروار حاوى مفاهيم و مقولات نهنگ‌آسايى كه مواجهه با هريك از انها به تنهايى نيازمند شناگرى