محمد على شاه آبادى
78
شذرات المعارف ( فارسى )
--> كه با داشتن آن مسير كمال را مىپيمايد ، انسان نيز با چنين فطرتى به وجود آمده است كه وى را در تكميل نواقص و رفع نيازمندىها هدايت مىكند و بدانچه برايش سودمند است و يا زيانبار است راهنمايى مىكند ؛ چنانكه قرآن مىفرمايد : وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ( شمس ( 91 ) : 7 - 8 ) و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را ( آفريده و ) منظم ساخته ، سپس فجور و تقوا ( شر و خيرش ) را به او الهام كرده است . با اين همه ، انسان به وسيلهاى مجهز است كه وى را ملزم مىسازد كه در مسير انجام كارها به آن توجه كند ؛ همان گونه كه خداوند تعالى مىفرمايد : ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ( عبس ( 80 ) : 20 ) سپس راه را براى او آسان كرد . بنابراين انسان داراى فطرت و غريزه ويژهاى است كه وى را به روشى خاص در زندگى و راه معينى كه داراى هدف مشخصى است ، هدايت مىكند كه جز آن ، راه ديگرى نيست تا در مسير آن حركت كند . از سويى انسان در اين دنيا يك نوع وجود ، دارد و به سبب آنكه داراى روح و جسم است ، اختلافى در آنچه براى وى سودمند يا زيانآور است ، وجود ندارد ؛ همچنين از آن نظر كه انسان است ، بيش از يك راه سعادت براى وى در نظر گرفته نشده است ؛ بنابراين جز يك روش ثابت براى كارهاى وى وجود ندارد و تنها يك هادى ثابتى وى را بدانسو هدايت مىكند و اين همان فطرت و فرم آفرينش او است كه خداوند تعالى در ادامه بيان فطرت مىفرمايد : . . . لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ . . . ( روم ( 30 ) : 30 ) . . . دگرگونى در آفرينش الهى نيست ؛ اين است آيين استوار . . . ازاينرو است كه مىگوييم اگر راه سعادت انسان به سبب گوناگونى افراد ، مختلف باشد ، هرگز جامعه بشريت نمىتواند جمعيتى را تشكيل دهد كه سعادت افراد خود را تضمين كند . بنابراين زمان و مكان در ايجاد اختلاف سعادت تاثيرى ندارد ؛ البته منكر آن نيستيم كه سرنوشت دينى جوامع بشرى تحت تأثير اختلاف افراد و زمان و مكان قرار مىگيرد ، ولى آنچه مسلم است ، اساس روش دينى همان ساختمان انسانى است كه حقيقت واحد و ثابتى است و بين تمام بشريت مشترك است . اگر جز اين بود ، سير تكامل بشر صورت نمىگرفت ؛ زيرا هنگامى نقايص به كمال مىرسد كه وجه مشتركى وجود داشته باشد و همواره در اين دو مرحله ثابت و محفوظ باشد ؛ چنانكه خداوند تعالى در اشاره به اين نكته مىفرمايد :