محمد على شاه آبادى

59

شذرات المعارف ( فارسى )

هفتم : ايجاد اساس مقتضى تمكن دادن قرض‌الحسنه و سد باب قرض تنزيلى كه موجب خرابى دنيا و دين است . « 1 » هشتم : تعيين مشاغل مشروعه براى افراد بيكار جمعيت و تمهيد وسايل اعانت به ضعفا و فقرا . « 2 »

--> و كشاورزى به‌وسيله شركت‌هاى تجارتى فراتر از مرزهاى كشور براى مصرف ديگران عرضه و نيازمندىهاى داخلى از درآمد آنها تأمين شود ؛ به‌ويژه بايد كوشيد در مصرف صنايع داخلى و ترويج و توسعه آن گامى مؤثر برداشت و هنرمندان و صنعت‌كاران كشور اسلامى را تقويت كرد تا به فرآورده‌هاى خارجى كه موجب كاسته شدن سرمايه‌هاى ملى مىشود ، محتاج نشوند . ( 1 ) . از ديگر امورى كه پايه سلامت زندگانى فردى و اجتماعى را سست مىكند ، معاملات ربوى است ؛ زيرا در جامعه‌اى كه رباخوارى به هر شكل - چه فردى و چه بانكى - رواج يابد ، ناچار بايد مقدارى از نيروى كار در جهت تأمين ربا به كار گرفته شود و تنها دارندگان پول و سرمايه بدون زحمت از نيروى كار ديگران بهره گيرند . اين كار افزون بر آنكه سبب تورم و بروز اختلاف طبقاتى در جامعه مىشود و دو گروه سرمايه‌دار و استثمار شده شكل مىگيرند ، موجب مىشود برخى هم كه براى نيازهاى ضرورى به مبلغى به صورت وام نيازمند شوند ، جز دريافت وام‌هاى ربوى راه ديگرى نداشته باشند ؛ بنابراين ايشان تشكيل صندوق‌هاى قرض‌الحسنه را پيشنهاد مىدهند تا به اين وسيله هم گره از كار نيازمندان گشوده شود و هم يهودى صفتان صرف داشتن پول ، زمينه استثمار جامعه را فراهم نكنند ؛ همچنين پول‌هاى نهفته در بازار كار سبب ايجاد كار شود و با به كارگيرى افراد ، صنعت و كشاورزى و ساير شغل‌هاى لازم در جامعه رونق يابد و از راه توليد و ايجاد كار ، تقسيم ثروت به شيوه عادلانه صورت گيرد . ( 2 ) . هنگامى كه جمعى براى يك عقيده و آرمان گرد هم مىآيند و ساعاتى را با يكديگر مىگذرانند ، طبيعى است كه از وضع يكديگر كم‌وبيش آگاه مىشوند و از آنجا كه در آن گروه ممكن است فرد يا افرادى بيكار يافت شوند ، وظيفه گروه است كه به سرنوشت شغلى و زندگى آنان توجه كنند ؛ حتى شغلى در خور امكانات براى آنان در نظر گيرند تا وضع زندگىشان سامان يابد ؛ همچنين اگر افرادى ناتوان از كار و درآمد يافت شوند ، زمينه زندگى آنان را فراهم آوردند و با تشكيل صندوق‌هاى خيريه كه بتواند حد اقل زندگى را براى آنان تأمين كند ، اجازه ندهند اين‌گونه افراد دور از حمايت افراد متمكن روزگار گذرانند .