محمد على شاه آبادى
44
شذرات المعارف ( فارسى )
مقرر فرمود ؛ چنانچه غرور به حقانيت و زندگانى دنيوى امروز كه از رشحات حيات دشمن است ، منشأ تحويل دادن ابواب صنايع و حرف و طرق اشاعه به آنها شده و حال آنكه اگر ملاحظه بفرمايى ، خواهى يافت كه اين حيات همان حيات حيوانات مذبوح است كه قوه حيات ذابح ، آن را به اين مرتبه رسانيده و البته چنين حياتى باقى نخواهد ماند و به اندك زمانى روى به فنا و انعدام مىرود . « 1 »
--> ( 1 ) . پس از آنكه نخستين علت بيمارى را غرور به حقانيت اسلام و شفاعت بيان كردند ، به ديدگاه قرآن اشاره مىفرمايد كه قرآن در ايجاد مدينه فاضله ، اسلام انفرادى را معرفى نمىكند ؛ زيرا با يك گل بهار نمىآيد . نكته قابل توجه ، رشد فضائل در جامعه است كه اين امر برعهده صاحبان فضيلت نهاده شده است و هر مسلمان وظيفه دارد افزون بر اينكه خود از فضيلت بندگى بهرهمند است ، ديگران را نيز راهنمايى و در اين ميدان شريك كند ؛ زيرا همان گونه كه برخوردارى از دانش فضيلتى براى دانشمند است ، ولى در بين جامعهاى بىسواد درخششى نخواهد داشت ؛ چرا كه هنگامى ارزش آن قابل تقدير است كه ديگران بتوانند اين فضيلت را درك كنند . بنابراين وظيفه دانشمند است كه هم بر دانش خود بيفزايد و هم افراد جامعه خود را تربيت كند تا بدينوسيله جهل و نادانى از جامعه رخت بربندد . هركس وظيفه دارد از رشد زشتىها در جامعه جلوگيرى كند و عدم ارتكاب شخصى ملاك سلامت جامعه نيست ؛ زيرا اسلام براى هر درد درمانى تجويز كرده است و اگر كسى گرد اعمال زشت نمىچرخد و براى مثال مرتكب عمل ناشايستى چون زنا نمىشود ، بايد ديگران را نيز از ارتكاب به آن باز دارد و با قانون ازدواج و اشاعه اين سنت نيك ، جامعه را از آلوده شدن به اين جنايت خانمانسوز حفظ كند . اسلام اين وظيفه را برعهده مسلمانان نهاده و با تقويت روحيه اجتماعى در صيانت جامعه گامى مفيد برداشته است و از آنجا كه عدم توجه به مبانى اسلامى و غرور به شيوه زندگانى مادى - كه اين روزها مورد توجه جامعه قرار گرفته و به تقليد از بيگانگان ، نيروى كارآمد جامعه را به خود معطوف داشته - سبب گرديده است به جاى آنكه به زندگانى واقعى و اساسى خود بينديشيم ، خود را به مظاهر مادى آن تسليم كنيم و به جاى آنكه خود سازنده يك زندگى تازه بدون وابستگى باشيم ، راهى را در پيش بگيريم كه تمام سرمايههاى خويش را به رايگان در اختيار آنان گذارده و آنچه مورد احتياج يك جامعه