محمد على شاه آبادى

35

شذرات المعارف ( فارسى )

--> آنها جارى است و معرف آنها اين است كه اوصاف مجرمين مزبور در آنها وجود ندارد . توضيح اينكه آيات مزبور ، در سوره مدثر است و آن از سوره‌هايى است كه در اوايل بعثت در مكه نازل شده . همچنان‌كه از مضمون آياتش نيز هويدا است ، در آن وقت نماز و زكات به طرزى كه امروز است تشريع نشده بود . بنابراين منظور از نماز در آيه « لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ » ، توجه و خضوع بندگى در برابر حق است و منظور از « اطعام المسكين » ، مطلق انفاق بر فقر است نه آن نماز و زكات معهود در شريعت اسلامى . و آيه « كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ » اشاره به فرو رفتن در سرگرمىهاى زندگى و غرق شدن در زخارف دنيا است كه انسان را از توجه به قيامت و روز جزا باز مىدارد ؛ با اينكه مراد غور در طعنه زدن بر آياتى است كه درباره قيامت است . البته با داشتن اين صفات چهارگانه ( ترك نماز ، ترك انفاق در راه خدا ، فرو رفتن در دنيا ، انكار روز جزا ) اركان دين منهدم و ويران مىشود ؛ همچنان‌كه با انجام آنها ، دين انسان بر پايه خود استوار مىگردد . چه اينكه حقيقت دين عبارت است از پيروى از راهنمايان حق و غرق نشدن در عالم دنيا و توجه به روز قيامت ، اين همان ترك صفت سوم و چهارم است كه در آيات به آن اشاره شده و لازمه آن از نظر عمل ، توجه به خدا و عبوديت و كوشش در دفع احتياجات افراد اجتماع است و اين همان نماز و انفاق يعنى صفت اول و دوم است . بنابراين دين از نظر علم و عمل بستگى به اين چهار قسمت دارد و بقيه اركان دين مانند توحيد و نبوت لازمه آنها است . نتيجه اينكه مشمولين شفاعت همان اصحاب يمينند كه واجد دين و اعتقاد صحيح و كامل مىباشند ؛ منتها در ميان آنها كسانى كه از نظر عمل ، وضعشان درست نيست ، محتاج شفاعتند و خلاصه شفاعت مال گنهكاران اصحاب يمين است . از طرفى خدا مىفرمايد : إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ ( نساء ( 4 ) : 31 . ) اگر از گناهانى بزرگ كه از آن نهى مىشويد پرهيز كنيد ، گناهان كوچك شما را مىپوشانيم . از اين آيه استفاده مىشود كه تنها گناهان كبيره است كه تا قيامت باقى مىماند و الا كسانى كه مرتكب گناهان صغيره شده‌اند ، به مفاد اين آيه مورد عفو قرار مىگيرند . پس شفاعت مخصوص مرتكبين كبائر اصحاب يمين است . در حديث هم از پيغمبر خدا ( ص ) نقل شده : شفاعت فقط براى مرتكبين كبائر از امت من است ؛ اما نيكوكاران چيزى بر آنها نيست .