محمد على شاه آبادى
31
شذرات المعارف ( فارسى )
--> شامل آن بشود ولى بهوسيله ايجاد ، ضد آن را از كار بيندازند ؛ آنچنانكه در عالم طبيعت بعضى از عوامل ، آثار عوامل ديگرى را بر اثر مبارزه و غالب شدن از كار مىاندازند ) در حقيقت شفاعت عبارت است از : « واسطه شدن در رساندن نفع يا دفع ضرر از كسى بهعنوان حكومت نه بهعنوان مبارزه و تضاد » ! ضمنا معلوم شد كه شفاعت از انواع « سبب » است ؛ زيرا آن عبارت است از وساطت سبب قريب در ميان سبب بعيد و مسبب آن . اين بود خلاصه چيزى كه از تحليل معناى شفاعت به دست ما مىآيد . اكنون بايد به اين نكته بپردازيم كه ذات مقدس خداوند از نظر سببيت از دو جهت ممكن است مورد توجه قرار گيرد : نخست اينكه تاثير از ناحيه او شروع مىشود و اسباب به او منتهى مىگردند ؛ لذا مالك مطلق خلقت و آفرينش ، او است و تمام علل و اسباب ، وسايطى در ميان او و خلقش براى نشر رحمت بىپايان و نعمتهاى بىشمار او مىباشند . اين از نظر تكوين . ديگر اينكه خداوند با آن همه علو قدر به ما نزديك شده و بر ما منت گذارده و احكام و دستوراتى مقرر داشته است و پاداشها و كيفرهايى در عالم ديگر براى پيروى يا مخالفت آنها تعيين كرده و پيغمبرانى براى بشارت و اندرز فرستاده و آنها هم به بهترين وجه ، وظيفه تبليغ خود را انجام داده و اتمام حجت كردهاند . اين هم از نظر تشريع . انطباق عنوان شفاعت بر علل وجودى كه واسطه ميان خداوند و ساير موجوداتند از جهت اول كه جهت تكوين است واضح است ؛ به اين معنا كه علل از صفات عاليه حقتعالى مانند « رحمت ، آفرينش ، احياء ، رزق » و امثال آنها استفاده كرده و انواع نعمتها را به هر مخلوق محتاجى مىرسانند . بعضى آيات قرآن نيز تاب اين معنا را دارد ؛ مانند : لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ( بقره ( 2 ) : 255 . ) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، از آن اوست . كيست كه در نزد او ، جز به فرمان او شفاعت كند ؟ ! ( بنابراين ، شفاعت شفاعتكنندگان ، براى آنها كه شايسته شفاعتند ، از مالكيت مطلقه او نمىكاهد . ) و : إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ( يونس ( 10 ) : 3 ) پروردگار شما ، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [ - شش دوران ] آفريد ؛ سپس بر تخت ( قدرت ) قرار گرفت ، و به تدبير كار ( جهان ) پرداخت ؛ هيچ شفاعتكنندهاى ، جز با اذن او نيست .