محمد على شاه آبادى

29

شذرات المعارف ( فارسى )

--> 1 . شفاعت چيست ؟ شفاعت همان‌طور كه از معناى اجمالى آنكه از اجتماع درك كرده‌ايم پيداست ، از امورى است كه براى رسيدن به مقاصد و نيل به احتياجات زندگى از آن استفاده مىشود و در اصل از « شفع » يعنى جفت گرفته شده . در واقع مثل اينكه شخص شفاعت‌كننده با وسيله ناقصى كه شخص شفاعت خواهنده دارد ضميمه مىشود و تشكيل يك زوج را مىدهد كه با آن مىتواند به مقاصدى كه قبلا بر اثر ضعف و قصور وسيله نمىرسيده است برسد . در هر حال غالب مواردى كه شفاعت در آن به كار مىرود يا مواردى است كه شخص مىخواهد جلب منفعت و خيرى كند و يا مواردى است كه مىخواهد دفع ضرر و شرى از خود نمايد ، ولى البته نه هر نفع و ضررى ؛ زيرا در مواردى كه اسباب طبيعى ايجاب خير و شر و يا نفع و ضررى را ، مانند گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما و تندرستى و مرض مىكنند ، ما هرگز شفاعت نمىطلبيم ؛ بلكه به دنبال اسباب طبيعى آن مىرويم و مثلا به خوردن و آشاميدن و لباس و پوشش و مداوا متوسل شده به مقصود خود نايل مىشويم . ما فقط در سود و زيان‌ها و خير و شرهايى كه از ناحيه اجراى قوانين عمومى يا خصوصى اجتماع به ما توجه مىشود ، شفاعت مىطلبيم ؛ توضيح اينكه ميان مولا و بنده و هر حاكم و محكومى احكامى وجود دارد كه اگر به آن عمل شود و امتثال گردد ، مستوجب پاداش خواهد بود . حال گاهى اين پاداش مدح و تمجيد است و گاهى منافع مالى يا مقامى ، و به عكس اگر شخص مكلف از آنها سرپيچى كرده و مخالفت نمايد ، مستوجب كيفر و مجازات مىشود كه گاهى تنها مذمت و توبيخ است و زمانى هم ضرر مادى يا معنوى . بنابراين در باب احكام دو نوع قرارداد است : يكى قرارداد اصل حكم و ديگرى قرارداد تبعات و نتيجه حكم كه با آن پاداش موافقت و كيفر مخالفت تعيين مىگردد . اين يك اصل مسلم است كه در جميع انواع حكومت‌هاى عمومى در ميان ملت‌ها و حكومت‌هاى خصوصى افراد نسبت به زيردستان آنها حكمفرما است . حال اگر كسى بخواهد به يك كمال و خير مادى يا معنوى برسد ولى اسباب اجتماعى را كه مستوجب آن و معرف لياقت او است نداشته باشد و يا اينكه بخواهد كيفر و مجازاتى كه بر اثر مخالفت متوجه او شده از خود دفع نمايد بدون اينكه وسيله دفع آن را كه امتثال و فرمانبردارى است داشته باشد ، و به عبارت ساده‌تر مىخواهد بدون تهيه مقدمات به پاداشى برسد و يا از عقاب و مجازاتى برهد ، اينجا است كه مورد « شفاعت » و تاثير آن است ؛ ولى البته نه در همه جا و براى همه كس . چه اينكه كسى كه اصلا لياقت نيل به كمالى را دارا