محمد على شاه آبادى
21
شذرات المعارف ( فارسى )
--> 1 . قرآن موعظه است راغب ، در مفردات موعظه را بازداشتن و ترسانيدن معنا كرده است . خليل بن احمد مىنويسد : موعظه ، يادآورى نيكى و ساير امورى است كه دل را نازك مىكند . 2 . قرآن درمان بيمارىهاى درونى است دل خزانه اسرار و صفات روحى ( فضائل و رذايل ) انسان است . انسان با قلب خود درك مىكند و هرچه را درك كند ، يا دوست مىدارد يا دشمن . در صورت دوستى ، به آن اشتياق و آن را آرزو مىكند و در صورت دشمنى ، از آن مىگريزد . فضائل اخلاقى نشانه سلامت و پايدارى و رذايل نشانه بيمارى قلب است . بدخلقى و فساد اخلاقى دردى است كه قلب را ناآرام و انسان را دلتنگ مىكند و از اين جهت انسان از آن گريزان است و هرگاه يكى از اين بيمارىها را درمان كند ، آرام مىگيرد . شفا در اين آيه كريمه ، كنايه از پاك شدن دل از صفات زشت روحى است ؛ صفاتى كه بدبختى انسان و تيرگى زندگى و محروميت از سعادت دنيا و آخرت را در پى دارد . ولى چون مردم گمان مىكنند اين دل همان قلبى است كه در سينه جاى دارد ، فرمود شفاى دردى است كه در سينهها است . 3 . قرآن راهنماى انسان است مراد از آن ، راهنمايى همراه با مهر و عطوفت براى رسيدن به خواستهها است و هدايت الهى همان شرح صدر هر انسانى است كه خداى تعالى وى را به آن مفتخر ساخته ، دلش را به ياد خود آرامش بخشيده و آن را براى تسليم به حق آماده كرده است ؛ چنانكه فرمود : خدا به هركس شرح صدر عنايت كند ، از ناحيه او آنگونه به سوى حقيقت رهنمون شود كه گويى بر مركبى از نور روان است كه پيش روى وى را روشن كند و هرگز گرفتار ناهموارى نشود و به بيراهه نيفتد . 4 . قرآن رحمت است سومين نكتهاى كه در آيه شريفه ملاحظه مىشود ، رحمت است كه از جانب خداوند جهان به بندگان مؤمن ارزانى شده است . رحمت و ترحم ، واكنش ويژهاى است كه در روح از ديدار رنج و تعب و يا زيان و كاستى در ديگرى پديد مىآيد و شخصى را كه اين حالت در وى ايجاد شده برمىانگيزد تا آن كاستى و زيان را جبران و رنج و ملال را از ديگرى بر طرف كند ؛ ولى چنانچه اين معنا به ذات اقدس الهى نسبت داده شود ، مقصود همان نتيجه آن است ؛ زيرا خداى تعالى منزه است از اينكه حالتى چون حالت تأثر بندگان در وجود پاكش پديد آيد . حال اگر رحمت را درباره تمامى آفرينش در نظر بگيريم ، بر تمامى عطايا و بخششهاى حضرتش اطلاق مىشود كه بر همگى مخلوقات