محمد ابراهيم سبزوارى
89
شرح گلشن راز ( فارسى )
حدوث « 1 » ذاتى است . امّا بطلان « 2 » زمانى به جهت آنكه سابقا گذشت كه زمان از تغيّر و تجدّد حركات افلاك انتزاع شده است ، و افلاك از جملهى موجودات عالم معدوم است . پس ، پيش از عالم زمانى نبوده تا آنكه بگويى زمانى بود كه در آن زمان ، عالم نبوده « 3 » ، بعد در زمان ديگر پيدا و حادث شده است . « 4 » اما حدوث ذاتى باطل است ، از باب آنكه عالم ، ظلّ و ظهور و پرتو و شعاع است از جهت نور الانوار . بديهى است كه حكم ظلّ بعينه حكم ذى ظلّ است ، و به وجهى از انتفاء شعاع ، انتفاء نور لازم مىآيد ، بهعلّت آنكه شعاع خارج لازم نور است ، و همچنانكه نابودى ملزوم ، نابودى لازم است ، نابودى لازم هم به وجهى مستلزم انتفاء ملزوم است . پس اگر قائل باشى كه ذات عالم چندى نبود بعد حادث شد ، گويا قائل شدهاى به آنكه نور حقّ مدتى افول و غروب داشت ، بعد ظاهر شد ، « تعالى عن ذلك علوا كبيرا » ؛ بلكه خفاى نور حق تعالى از فرط ظهور و شدت بروز است . اما حدوث زمانى بهمعنى تجدّد ذاتى آنا فآنا دون اختصاص به وقت مخصوص . قائلين بر اين دعوى دو شاهد « 5 » دارند از قرآن عظيم الشّأن ؛ اول اين آيهى شريفه : « وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ » ؛ و ثانى آيهى شريفهى : « أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » . اما بر صحّت حدوث اسمى اقامه نمودهاند [ دليل نقلى يعنى ] حديث شريف : « كان اللّه و لم يكن معه من شىء و كان هو و لم يكن معه اسم و لا رسم » . و [ استناد جستهاند به ] آيهى شريفهى : « إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ . . . » ، الى آخره .
--> ( 1 ) . پا : ( حدوث ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ابطال ( 3 ) . شا : ( تا آنكه . . . نبوده ) را ندارد . ( 4 ) . شا : ( است ) را ندارد . ( 5 ) . پا : دو شاهد گواه