محمد ابراهيم سبزوارى
79
شرح گلشن راز ( فارسى )
« ما چو ناييم و نوا در ما ز توست * ما چو كوهيم و صدا در ما ز توست ما چو چنگيم و تو زخمه مىزنى * زارى از ما نى ، تو زارى مىكنى » « 1 » در اين دور ، آمد اوّل عين آخر بدان كه از خارج دورى وارد مىآيد از اين راه « 2 » كه ظهور نور الانوار - بهر برهانه - موقوف است بر وجود حضرت انسان كامل محمّدى ، و وجود او باز توقف دارد بر ظهور خدا . چنانكه عارفى فرموده « 3 » است : « ظهور تو به من است و وجود من از تو * فلست تظهر لولاى ، لم اكن لولاك » و توقف شىء بر شىء ، كه آن شىء بعينه موقوف بر آن شىء باشد ، دور است ، و اگر سلسله برود الى غير النهاية تسلسل است . ايشان از دفع دور جواب دادهاند كه دور محقق نمىشود مگر بين دو چيز . در اينجا دويّيت تصور نمىشود ؛ بلكه معنا اوّل عين ثانى است . كما قيل : « گفت در اين خانه غير وجه خدا نيست * غير رخش جلوهگر به ارض و سما چيست ؟ » كما اليه اشارة فى « 4 » قوله : ز احمد تا احد يك ميم فرق است * جهانى اندر آن يك ميم غرق است معنى واضح است ؛ يعنى چنانكه تفاوت لفظ احد با لفظ احمد به لفظ
--> ( 1 ) . شا : ( ما چنگيم . . . مىكنى ) را ندارد . ( 2 ) . شا : از اين راه ( 3 ) . شا : گفته ( 4 ) . ( كما اليه اشاره فى ) را ندارد .