محمد ابراهيم سبزوارى

58

شرح گلشن راز ( فارسى )

است : « 1 » « فاعل جنبش است و تسكين است * وحده لا شريك له اين است » و ديگر طريقه در اثبات صانع عزّ « 2 » شانه از راه حدوث عالم است به معناى ما سوا كه چون ممكنات بذاته محال است « 3 » كه سلب انحاء عدم ذاتى از خود نمايند ، لهذا بالضّرورة محتاج به محدث قديمند و آن « 4 » نيست مگر حقّ . اما طريقه‌ى ديگر طريقه‌ى شريفه‌اى « 5 » است كه از هستى خودش بر خودش « 6 » استدلال مىنمايند ، و او آن است كه اولا و بالذات موجودات را منقسم و منحصر در سه قسم مىكنند . يا واجب الوجود است كه از خواص اوست ليس بجسم و ليس بجوهر و ليس بعرض و ليس بمحتاج و ليس بمركب و ليس بحادث الى غير ذلك كه به صفات سلبيّه از او سلب مىنمايى . كما قيل : « نه مركب بود و جسم ، نه مرئى ، نه محلّ * بىشريك است و معانى ، تو غنى دان خالق » و معنى « 7 » واجب الوجود ما يمتنع عليه العدم است . و يا ممكن الوجود است ، و مراد امكان خاص است كه سلب الضرورة الطرفين كه وجود و عدم باشد . و يا ممتنع الوجود است و معنى او آن است كه ابا و امتناع داشته باشد

--> ( 1 ) . در نسخه شا به‌جاى ( او است . . . فرموده است ) عبارت ( كما قيل ) آمده است . ( 2 ) . دا ، پا : عزّه ( 3 ) . شا : چون بذاته ممكن نيست ( 4 ) . پا : قديمند ( 5 ) . پا : ( شريفه ) را ندارد . ( 6 ) . شا : به وجودش ( 7 ) . پا ، دا : پس معانى