محمد ابراهيم سبزوارى

48

شرح گلشن راز ( فارسى )

رفيع الدّائم و يا قاضى الحاجات و يا مدبّر الكائنات بروز نموده « 1 » ؛ و در عين ثابت ارض به اسم يا حافظ و امين ؛ و در هيكل انسان به اسم جلاله يا اللّه - كه جامع جميع اسماء است - جلوه نموده ، الى غير ذلك . و من هذا قيل : « در هرچه بنگرم تو پديدار « 2 » بوده‌اى * اى نانموده رخ تو چه بسيار بوده‌اى » پس يكى ، بسيار به اعتبار تجلّى و ظهور اوست - تعالى - در تمام مراتب ؛ و بسيار ، اندكى از باب حيطه و انطواى عموم در تحت « 3 » مقهوريّت آمر است بالجمله ، به آنكه كل اين كثرات از وجودات خاصّه و كمالات اين وجودات متفرّقه را در مقام ذات داراست ، چه « بسيط الحقيقه كل الاشياء » . هيچ انثلامى در وحدت او تعالى نيست ، بلكه دارايى او كل را چنان كه معلم ثانى فرموده است : « ينال الكلّ من ذاته و هو الكلّ فى وحدة » ، مؤكد وحدت اوست ، چه وحدت حقتعالى وحدت عدديه نيست ، بلكه وحدت حقه حقيقيه « 4 » است كه ثانى فروگذاشت ننموده است . اين است « 5 » معنى قول ايشان : « يكى بسيار و بسيار اندكى شد » و آيت اين مطلب را ملاحظه نما از نفس ناطقه‌ى انسانى كه اگرچه يك نفس مجرّد و هويّت واحده است ، اما چون فصل اخير است ، با وحدتش كل فصول و كمالاتى كه در هيجده هزار نوع حيوان است همه را داراست . كما قيل : « تو هم يك چيزى و چندين هزارى * دليل از خويش روشن‌تر ندارى »

--> ( 1 ) . پا : نمود ( 2 ) . شا : نمودار ( 3 ) . شا : ( تحت ) را ندارد . ( 4 ) . شا : حقيقته ( 5 ) . پا : بود