محمد ابراهيم سبزوارى
40
شرح گلشن راز ( فارسى )
متعدّدهء مختلفه بر او اعتبار مىشود . مثل آنكه واحد ، پنج مرتبه كه مكرّر شد ، اسمش خمسه است ، و ده مرتبه ، عشره ، و صد مرتبه ، مائه ، و هزار مرتبه ، الف است . و معلوم است كه تمام اين اسامى از اعتبارات است ، و الّا اصل ، همان واحد لا به شرط مقسمى بيشتر نيست . چنان كه فرمودهاند « 1 » : عدد گرچه يكى دارد بدايت * و ليكن نبودش هرگز نهايت پس منظور ايشان آن است كه سريان آن واحد لا به شرط عددى در مراتب اعداد غير متناهيه - كه منازل و مجالى اويند ، كه هم عادّ آنهاست و هم مفنى آنها ، نظير سريان آن « 2 » نور قيّومى است - كه ظل اللّه باشد - در تمام مراتب موجودات آفاقى و انفسى . لذا ورد عن المعصوم : « يا الهى لك وحدانية العدد » . مثل آنكه متكلّمين اصل اشياء را مادة المواد و جواهر فرده و اجزاى لا يتجزّى مىدانند ، كه او امر واحدى است ، و به اعتبار « 3 » معتبر ، اسامى متعددهء مختلفه مىگيرد . چنان كه همين اجزاى لا يتجزى در طول يكديگر اسمش خط است ؛ و خطّ به اختلاف اوضاع اسامى اعتبار مىشود ؛ مثل خط مستقيم و منحنى و مستدير ؛ و در عرض يكديگر اسمش سطح است ، و متراكم روى يكديگر اسمش جسم است . و تمام آنها از جملهى اعتبارات است ، اما اعتبار « 4 » نفس الامرى ، نه معدوم مطلق ، كه امر معدوم قابل اشاره نيست . و شاهد بر اين مذكورات است حديث شريف : « العلم نقطة كثّرها « 5 » الجاهلون » . [ مبدأ و معاد ]
--> ( 1 ) . شا : گفتهاند ( 2 ) . پا : از ( 3 ) . پا : اعتبارات ( 4 ) . شا : اعتبارات ( 5 ) . شا : كثره