محمد ابراهيم سبزوارى

37

شرح گلشن راز ( فارسى )

سيّوم ، سير من اللّه است الى الخلق ، و آن در وقتى است كه وصول به غاية الغايات پيدا كرده « 1 » ، و بعد از آنجا به‌واسطه‌ى هدايت گمراهان ، به عالم رجوع نموده ، هادى راه شود از جهت ديگران ، و اين مختصّ از جهت نبىّ يا ولىّ كامل مكمّل است . و قول ايشان : از آنجا باز بر عالم گذر كرد اشاره به سير مرتبه‌ى سوّم « 2 » است . [ سلطنت انسانى : ] جهان را ديد امر اعتبارى يعنى وقتى كه نفس قدسيّه‌ى الهيّه كه در اوّل مرتبه « 3 » عين بدن بود - بنا بر قول به : « جسمانيّة الحدوث و روحانيّة البقاء » - ، و تمام علوم نظريه مر او را بالقوّه بود ، وقتى كه بالفعل گرديد ، جميع نظريات بلكه كمال در عمل تهذيب الاخلاق حاصل نموده ؛ خصوصا مصداق حديث : « موتوا قبل ان تموتوا » واقع گشت ، و از مهاوى كون و دوستى طبيعت به مدارج و معارج مرتبه‌ى احديت بسيطه ارتقا جست ؛ تماما گويا در عالم احديّت بسيطه‌ى لا اسم له و لا رسم له - كه انتهاى سير سالك است - سير مىنمايد . نفس ناطقه در هر عالمى كه فرض شود بالاتر از آن عالمى نبوده باشد ؛ باز هم فىالجمله توجّه را ندارد « 4 » و بعد حسب‌الامر به‌واسطه‌ى تبليغ احكام و تكميل عوام و از باب « حبّ الوطن من الايمان » ، هبوط بعد از صعود و سقوط بعد العروج نموده ، تعلق به كلمه‌ى خراب يعنى بدن عنصرى و عالم

--> ( 1 ) . شا : نموده ( 2 ) . شا : سيّم ( 3 ) . شا : ( مرتبه ) را ندارد . ( 4 ) . در نسخه پا : ( تماما گويا . . . توجه را ندارد ) ساقط شده است .