محمد ابراهيم سبزوارى
31
شرح گلشن راز ( فارسى )
وجهاللّهى خلق كرد عقل ثانى را ، و از جنبهى وجه النفسى فلك اقصى را كه فلك الافلاك باشد ، به اذن احسن الخالقين . پس بر اين ترتيب مىآيد تا عدد عقول منتهى مىشود به عقل عاشر - كه او را عقل فعّال مىنامند - در سلسله طوليّه و در قوس نزول ، و منتهى مىشود عدد افلاك به فلك تاسع كه او را فلك قمر مىنامند . و « 1 » همچنين عقل عاشر از جنبهى وجهاللّهى خلق نمود نفوس اين عالم را و از جنبهى وجه النفسى امّهات اربعه را ، اگرچه خالق حقيقى واحد است كه : « لا مؤثر فى الوجود الا اللّه » . و استعمال لفظ خالق بر آنها بر سبيل مجاز است از باب : « ابى اللّه ان يجرى الأمور الا باسبابها » . و به ازاى هر فلكى ، عقلى فرض شده است ، و وجه فرض شدنش « 2 » آن است كه چنانكه عقول بالنسبه به نفوس فيّاضيّت دارند ، چه « 3 » نفس بهواسطهى تجرّدش فيض را از عقل مىگيرد و بهواسطهى مادّيتش صرف در قوا و طبايع مىكند ، همچنين هر فلكى بالنّسبه به فلك ديگر فياضيت دارد . اين است كه عقل اوّل بر ساير عقول ديگر هم تقدّم بالعلّيّة و هم تقدّم بالشّرف دارد . اما زمان و مكان در عقول مطلقا « 4 » نيست كه تقدم زمانى و مكانى منظور شود . مثنوى : « عقل اول راند بر عقل دوم * ماهى از سر گنده گردد نى ز دُم » و قول ايشان : در آدم شد پديد آن عقل و تمييز بايد دانست كه در انسان چهار مرتبه از عقل بالفعل مىشود كه ما به الامتياز است . اوّل عقل هيولايى است و « 5 » آن نيست مگر قابليّت
--> ( 1 ) . پا : ( و ) را ندارد . ( 2 ) . شا : وجه قايل شدنش ( 3 ) . شا : كه ( 4 ) . شا : محقّق ( 5 ) . شا : كه