محمد ابراهيم سبزوارى
23
شرح گلشن راز ( فارسى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام آنكه جان را فكرت آموخت بيان خلقت انسانى : قوله : « به نام آنكه » « 1 » ؛ بدان كه گوهر « 2 » مقصودى كه در اول امر « 3 » غوّاص تفكّر از درياى تحيّر در ساحل تذكّر آورد ، آن « 4 » به مقتضاى : « كلّ امر ذى بال لم يبدأ فيه ببسم اللّه فهو ابتر » ، مصدّر « 5 » و منوّر « 6 » نمودن هر كلام و هر بيان راست به نام مصوّر حقيقى كه در هر طرفة العينى چندين هزار صورت زيبا و نقوش حسنا از دم قلم اعلاى او - كه عقل اوّل باشد - بر لوح محفوظ ، فايض و ثابت است - جلّ جلاله و عمّ نواله « 7 » - بدان كه مدبّر اين بدن طبيعى و مبدأ آثارى كه ظاهر اين بدن است از ديدن و شنيدن و رفتن و آمدن و تعقّل كلّيات الى غير ذلك ، اطلاقاتى دارد كه به زبان اهل شرع روحش گويند . چنان كه رسيده است « 8 » از كلام حقّ : « و قل الرّوح من امر ربّى » ؛ و : « نفخت فيه من روحى » ؛ و به زبان عرف : « جان » ؛ كما قيل : « جان نهان در
--> ( 1 ) . شا : ( آنكه ) را ندارد . ( 2 ) . دا ، شا : گوهر و جوهر ( 3 ) . پا : ( امر ) را ندارد . ( 4 ) . دا ، شا : ( آن ) را ندارد . ( 5 ) . پا : مدّد ( 6 ) . پا : منثور ( 7 ) . دا ، شا : ( عم نواله ) را ندارد . ( 8 ) . شا : ( است ) را ندارد .