محمد ابراهيم سبزوارى

144

شرح گلشن راز ( فارسى )

« كنز مخفى بُد ، ز پرّى جوش كرد * خاك را سلطان اطلس‌پوش كرد » و « أحببت » در حديث ، اشاره به محبّت ذاتى است ، چه ، دو محبّت است : يك محبّت ذاتى و يك محبّت آثارى و افعالى . امّا محبّت ذاتى پس ارادت ذات است به ذات در مرتبه‌ى غيب الغيوب . چنان‌كه از كلمات جامى - قدس سرّه - است كه در آن مقام غيب مصون : « نواى عاشقى با خويش مىساخت * قمار عاشقى با خويش مىباخت » و محبت آثارى ، خواست آثار خود راست در مرتبه‌ى ظهور ؛ اعمّ از ظهور در مرتبه‌ى اسماء و صفات ، و ظهور در لوازم اسماء و صفات ، از بابت « من احبّ شيئا فقد احبّ آثاره » . « ودود » - كه از اسماء اللّه است - از ودّ به معنى محبت است . فعول به معنى مفعول ، اى هو تعالى محبوب فى قلوب اوليائه . يا فعول به معنى فاعل است « 1 » ، اى اللّه تعالى « يحبّ عباده الصّالحين » ، به مقتضاى : « فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » . بارى هم در « يحبّهم » اشاره به آدم است ، چه ، به حسب عدد با هم شريك‌اند ، و عدد حروفات به منزله‌ى جان [ آنها ] است . منظور آنكه اگر چه تمام آثار حق‌ّاند ، امّا آثار تامّ كامل نيست ، مگر « 2 » انسان كامل كه مظهر اعظم و آيينه‌ى سراپانماى حقّ است . كما قيل : « نه فلك راست مسلّم ، نه ملك را حاصل * آنچه در سرّ سويداى بنىآدم از اوست » و تمام اشياء آثار انسان‌اند ، چرا كه تمام را داراست ، مع شىء زائد . قال تعالى فى القدسى : « يا بن آدم خلقت الاشياء لأجلك و خلقتك لاجلى » .

--> ( 1 ) . پا : ( است ) را ندارد . ( 2 ) . پا : عكس