محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

شرح حال صفى 9

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى )

اين مثال بد بمعنى كن گذار * كى پرى را ماند آن زيبانگار ؟ تى پرى و نى بشر ، بارى خموش * از پرى و از بشر بربود هوش هست با دل صد هزارش دلبرى * در فرار از دل چنان كز ما پرى هم از آن كتاب دربارهء عشق : هرچه گويم عشق از آن باشد فزون * مطلق از كيف و كم و از چندوچون راست گويم عشق مصداقش حق است * در حقيقت عشق حق مطلق است بر ظهور عشق خويش آن ذات پاك * جلوه‌گر شد در لباس آب و خاك تا به ظاهر عشق با خود بازد او * خود ، به كار عشق خود ، پردازد او در اين مثنوى تنها به طريقت متوجه نشده ، بلكه شريعت را نيز صفى ( مانند اغلب آثارش ) خواسته است با طريقت همگام و هماهنگ كند و در فضائل ائمه اطهار و اشارات زندگى هريك از ايشان در انطباق با مشرب عرفان ، داد سخن داده است . 2 - بحر الحقائق مثنوى بالنسبه مفصلى است در بحر هزج مسدس مقصور و زن معروف خسرو و شيرين نظامى .