محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
مقدمه 23
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى )
و قلبا ندارند . اين سلسله را بحركات شنيع خراب كردند . و هيچ دربند نيستند چه كردهاند اين اوقات جميع اوقاتم مصرف جبيرهء اعمال آنها است قدغن كنيد كسى به مسجد وعظ شيخيه نرود از آنكه طبيعت دزد است و سخنان آنها شهديست آلوده بزهر همه كس ملتفت نيست . درويشى كه شيخى شده باشد اگر خواست دوباره برگردد درويش شود راهش ندهيد و از خود برانيد اگرچه فرزندان شما باشند اگر اول درويش نبوده است عيبى ندارد مفسد و خائن را در مجالس خود راه ندهيد . هيچكس را بيكار و شغل نگذاريد . به جوانها زود زن بدهيد و بكسب بنشانيد كه به گدائى و پريشانى نيفتند ، تحصيل معاش مقدم است اغلب اوقات فقرا باهم مجتمع باشند . و در كوچه و بازار و مجالس باهم بروند كه مردم آنها را متفق و مجتمع ببينند . و در كوچه و بازار غذا نخورند و خنده و شوخى نكنند و بلند حرف نزنند كه كمقدر شوند و مردم از طريقه رم كنند و بىعظم پندارد . اطفال خود را به مكتبخانهء شيخيه نفرستيد از خودشان معلمى تعيين كنند از بازار چيز نسيه تا ممكن باشد نبرند و اگر لا بد شوند زود تدارك كنند كسى نگويد اجراى اين قوانين و قواعد بىمكنت و دولت نمىشود . اگر با وجود فقيرى به اين قواعد عمل كنند مردند . وانگهى درويش نعمت اللهى بىچيز نيست نعمت اللّه ولى دولت ماست توكل به خدا كنند و توسل به اوليا صلوات اللّه عليهم اجمعين جويند و بر اين قواعد عمل نمايند . اين صحيفه را بر فقراى نعمت اللهى بخوانيد اگر گوش به عرايض دوستانهء فقير ضعيف بىداعيه و غرض دارند حاجت به چيز ديگرى نيست . جناب شما را بر خود رئيس و بزرگ دارند . دليلى هم مشخص كنيد كه عالم و متقى و خوشخلق و هوشمند باشد بداعى اطلاعى دهيد تا جداگانه دستورالعمل مخصوصى در تكليف پير و مرشد و پير دليل و قواعد ذكر و فكر حضور و تلقين و آداب مجالس نياز و سفره و اسرار مخصوص محرمانه ارسال دارم هركس هم خواست مودهء اين صحيفه را منافق نباشد بردارد . ده و دوازده سال بود اينقدر چيز ننوشته بودم خداوند شما را يارى دهد و قوهء پرستارى خاك راه فقراى الهى ميرزا حسن ملقب به صفىعلى النعمةاللهى صحيح