محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

86

عرفان الحق ( فارسى )

نوعا قبول داريم . اما فلان مرشد كه نسبت خود را به اولياى سلف مىدهد از كجا ؟ آدم بايد رند و عيار باشد ، گول هركس را نخورد ، و اگر او راست مىگويد چرا سلوكش بر وفق تصورات ما نيست ؟ پس او هم مثل ماست . چه امتياز دارد كه بايد مريد او شد ؟ آنها كه مريد شدند چه طرفى بستند و چه منصب و مالى يافتند ؟ و از اين قبيل . و به اعتقاد اهل حقيقت و ارباب معرفت عيار و دانا كسى است كه فريب ابليس نخورد و به فتنه او نيافتد ، و احمق كسى است كه از وساوس او بشبهه افتد ، تا حماقتش بچه پايه باشد و تا كجا ابليس از راهش تواند برد . و فرق ما بين هواجس نفس و وساوس شيطان اين است كه نفس اماره تا به آمال خود نرسد دست برندارد . اما شيطان اگر مقصودش از وسوسه برنيامد آن را رها كند و به وسوسه ديگر آيد ، زيرا كه مقصودش عصيان است بهر قسمى بشود . از راهى نشد از راه ديگر . بدان كه شيطان دزد انسانست خصوص در عقايد و ايمان . و دزد تا ممكن باشد متاع شريف را سرقت كند و اگر دست بر نفايس نيابد از اثاث البيت رو نتابد . عقايد و ايمان متاع نفيس ماست و اثاث البيت اوامر و نواهى و احكام حلال و حرام . اگر دزد ما يحتاج خانه را ببرد بمتاع نفيس تدارك توان كرد ، يعنى اگر در حلال و حرام خطائى صادر شود ، چون نقصى در عقايد نيست شخص به ندامت آيد و به توبه تدارك نمايد . و اگر دزد به نقدينه يا دفينه و جواهر نفيسه راه يافت از اثاث البيت ثمرى نيست ، چه دزد ببرد و چه برجا بگذارد . اما عقايد و ايمان اصل آن توحيد است . چنان كه اشياء بنفس