محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

82

عرفان الحق ( فارسى )

ختم انبياء است و از او تعدى ممتنع . اگر كسى گويد چرا ممتنع است جواب او اين است كه اين رساله را از اول تا آخر بخوان تا بدانى . اين نسخه به اين اختصار از اين جهت است كه هركس بخواند بتواند حفظ كند و طبعى ملول نشود . هر مطلبى را مكرر نگوئيم و جواب هر ايرادى لازم نيست . و نفوس كامله را ، قبل از بعثت خاتم ، نبى مىگفتند بتفاوت درجات . بعد از ظهور ختمى مآب صلوات الله عليه و آله الاطياب كه نبوت ختم شد ولى گويند . و اكمل آنها را در هر زمانى قطب الاقطاب ، به علاماتى كه سابقا ذكر شد . و در هيچ زمانى قطع فيض نشود و باب لطف مسدود نگردد و عالم از وجود چنين شخصى كه مصداق كريمه انى جاعل فى الارض خليفة ( 102 ) است طرفة العينى خالى نماند . و او را در عالم ملك و ملكوت تصرفاتى است . به يك نظر مربى ظواهر اشياست و به يك نظر مكمل بواطن امكان . و در تمام امور لا يشغله شأن عن شأن ( 109 ) . هيچ ذره‌اى از ذرات عالم و هيچ نفسى از نفوس بنىآدم در هيچ مرتبه‌اى از مراتب خلقت و در هيچ شأنى از شئونات معنى و صورت بىنظر عنايت آن حضرت باقى نتواند بود . تربيت آفاق را بنظم شريعت كند و تكميل انفس را بسير طريقت . شريعت حفظ مراتب ظاهر است از حق تا خلق و طريقت طى مقامات باطن از خلق تا حق . و در بعضى ادوار ، نظر به حكمت بالغه پروردگار وجود فيض آثار قطب روزگار ظاهر و مشهور است ، و در بعضى از ازمنه مخفى و مستور . و در ظهور گاهى غالب و قاهر بود و گاهى مغلوب و مقهور و در اين هر دو حكمتى است اگر هميشه غالب و قاهر بود رفتار خلق با او بخوف و طمع شود و مقصودى كه از خلقت عباد بود از ميان برود ،