محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

76

عرفان الحق ( فارسى )

در بيان آنكه خلائق به تكليف الهى مكلفند و از قيد تكليف آزاد نيستند . تحقيق اين مطلب را چنان بايد نمود كه خاص و عام هر دو بهره يابند و خصوصيتى هم داشته باشد كه كسى نگويد پيش از اين‌ها هم اين سخنان را گفته‌اند و منكرين را كافى نبوده . ان‌شاءالله تحقيق چنان كنيم كه احدى را مجال انكار نماند . [ تمهيد اول موجودات اظلال و اشعه وجودند ] تمهيد اول - سابقا گفتيم كه موجودات اظلال و اشعه وجودند و هريك بوصفى خاص متصف . انسان به حكم خلق الله آدم على صورته ( 1 ) مظهر آگاهى است و آيت جامع الهى . تصور كن كه هيچ آدميزاد عملى مىكند جز آنكه اول ملاحظه حسن آن را كرده و فائده آن را در نظر آورده و ثانى به انجامش اراده كند ، و ثالثا اسبابش را مهيا سازد و بهر قسم كه آن عمل بهتر و زودتر انجام يابد متوجه شود و به قدر قوه موانعى كه در آن كار باشد رفع نمايد و از كسى كه تصديق و تقويت آن فعل نمايد راضى شود و پاداش دهد و از كسى كه مضر و مخرب آن عمل بود كراهت كند و مؤاخذه آرد ، و در صورت قدرت كيفر كشد . و تمام اين‌ها محض آنست كه مبادا عاقبت از آن كار نتيجه بدست نيايد و مقصودى كه داشت حاصل نگردد و بر او ايراد كنند كه با اين همه سعى و اهتمام فايده كارت چيست و مقصودت چه بود و حاصل چه شد ؟ تو كه انسانى بااين‌همه ناتوانى و نادانى و جزء ضعيف و عدم استطاعت در نفس خود سير كن هيچ راضى مىشوى كه عملت بىنتيجه و مقصود ماند ؟ پس ناچار وجودى كه نسبت بتوكل است و اكمل و اعلم و ابصر بطور اولى در انتظام امور و أخذ نتايج مراعات بيشتر دارد . چون اين معنى محقق گشت گوئيم كسى كه از عملى نتيجه خواهد و